مرگی که قسطی است

 

 

دوباره تنها شدیم. چه قدر همه چیز کند و سنگین و غمناک است... بزودی پیر می شوم. بالاخره تمام می شود. خیلی ها آمدند اتاقم. خیلی چیزها گفتند. چیز به دردبخوری نگفتند. رفتند. دیگر پیر شده‌ند. مفلوک و دست‌وپاچلفتی هرکدام یک گوشه دنیا.
دیروز ساعت هشت خانم برانژ سرایدار مرد...

دوباره تنها شدیم.
دوباره تنها شدیم.
دوباره تنها شدیم.
چه قدر همه چیز کــــــــــــــــــــــــــــند و سنگین و غمناک است...
بالاخره تمام می شود...

بالاخره تمام می شود؟

مرگ قسطی. نوشته لویی فردینان سلین.

عجیب کتابی است این مرگ قسطی. من سه هفته در دو صفحه اولش بودم. مدام می خواندم و می خواندم. و نمی توانستم که قدم بگذارم به دنیای سلین- از ترس تمام شدن. هفتصد صفحه کتاب چیست؟ در به چشم برهم زدنی تمام می شود. تمام می شود و ما را باقی می گذارد با جانی که خرده خرده ازمان گرفته...و بعد، فردینان، می خندد به ریش همه مان...

کتاب را نمی شود خواند و گذشت. چه اینکه من از پس ماه ها در دست داشتنش، هنوز به صفحه دویست نرسیده ام. چون نمی شود خواند و رفت. آن قدر زندگی هست که می خواهی هر لحظه اش را بارها زندگی کنی، به همراه فردینان...می خواهی تبدیل شوی به خود خود فردینان...بدبختی آن قدر در این کتاب بامزه است، که می خواهی از گریه، خنده کنی. آن قدر دربه دری ویژه هست، که میخواهی تبدیل به خود خود فردینان شوی، تا بفهمی چه میگوید.

این کتاب، زندگی را ازتان می گیرد، و اقساط مرگتان را، لحظه به لحظه و سر موعد، بازپرداخت می کند...این کتاب، خود خود زندگی است...

 

ممنون از ابوالفضل ناظمی عزیز، که لذت این سودا را به من هم چشاند...

 

پ.ن: دلم همیشه آشنایی های اتفاقی می خواهد.

/ 3 نظر / 3 بازدید
فاطیما

خیلی از این کتابها اینجا نیست؛ یعنی کتابخونه شهر ما در فقر کامل به سر می بره. اسمشو حفظ می کنم تا بعدها بتونم بخونمش

مریم

طوری حرف می زنید که ادم حتی اگه نخواد هم مجبور میشه بخوندش[لبخند]

حامد

به سلين كه فكر ميكنم، اغلب گريه م ميگيره. يكدفعه ميبينم بي اختيار دارم اشك ميريزم. خدا لعنتش كنه و توأمان حافظ روحش باشه. من رو هم كشت و زنده كرد اين كتاب. اونقدر موقع خوندن كاراش گريه كرده م كه... جالب اياس جاهايي كه از نظر بقيه قراره طنزاميز باشه بيشتر داغونم ميكنه. توي همين مرگ قسطي يه جاييش هست كه ميگه: اصلا من تا خود سربازي كونم گهي بود، بس كه همه ي جوانيم عجله داشتم.