نگهبان سکوت

این نگهبان سکوت
شمع جمعیت تنهـایــی
راهب معبد خاموشی ها
حاجب درگه نومیدی
سالک راه فراموشی ها
چشم به راه پیامی ، پیکی
گرمی بازوی مهری نیست
خفته در سردی آغوش پر آرامش یأس
که نه بیدار شود از نفس گرم امید
سر نهاده است به بالین شبی
که فریبش ندهد عشوه ی خونین سحر.
ای پرستو، برگرد!
«ای پرستو که پیام آور فروردینی»
بگریز از من، از من بگریز!
باغ پژمرده ی پامال زمستان ها
چشم در راه بهاری نیست
گرد آشوبگر خلوت این صحرا
گردبادی ست سیه، گرد سواری نیست ...

+آدم یاد اخوان می افتد، یاد سایه... اما این شعر متعلق به شریعتی است که خودش هم بارها به تاثیر این دو به خصوص اخوان در روحیاتش اشاره کرده است.
/ 0 نظر / 5 بازدید