تن ا قض

تنها و تنها دو اجبار وجود دارد. به جز این دو، بقیه ساختگی و تحمیلی است:

دومین اجبار، آن است که:

انسان ها مجبور هستند به مرگ و مردن.

اولین اجبار، این است که:

انسان ها مجبور هستند به زندگی.

 

شاید بخواهید بحث کنید (که نمی کنید)، شاید بخواهید چیزهای دیگری بگویید (که نمی گویید)، اما لطفا این بین خودمان بماند:

ما انسان ها را از خاک نیافریده اند.

از گلی آفریده اند بسیار بدبو.

و آن گاه بهترین ها را در آن دمیده اند.

 

و این چنین، هزار تضاد و تناقض پیدا شد، در سرشت ما موجوداتِ انسانی.

/ 4 نظر / 4 بازدید
مریم

می تونه فلسفه قشنگی باشه!

بیتا

این لینک قطعن معرفی نیست و حرف خودم هست از زبان دیگری: http://camu-emerna.blogfa.com/post-182.aspx

امیرحسین مجیری

اگه بلد بودم و از این چیزا سر در می آوردم قطعن دوست داشتم بحث کنم اما به نظرم درسته و نمی دونم (به عنوان یک همیشه مخالف!) دقیقن باید با چی مخالفت کنم. یعنی مطمئن هم نیستم درست باشه می گم ممکنه همون حرف همیشگی باشه در یه قالب جدید. اما بازم از این هم مطمئن نیستم. اما تناقض رو خوب مطرح کردی با این که بازم نمی دونم این یه فلسفه ی عمیقه یا یه خطابه ی قشنگ

شهاب

این موضوع بحث همیشه داغ انسانهاست. به نظر من مرگ جزی از زندگیست و در حقیقت هر دو یکیست