حاکمان مملکت ما

این بی پدر و مادرها که بر مملکت ما حاکم هستند مثل مرد به میدان نمی آیند. آدم کار سیاسی می کند می گویند دزد است، روابط نامشروع داشته و عرق و شراب خورده. خود پدرسوخته شان مملکت را دارند بر یاد می دهند، به آدم هایی که حاضرند برای مملکتشان کشته شوند می گویند علیه مملکت اقدام کرده اند.

شازده حمام - خاطرات محمدحسین پاپلی یزدی- صفحه 10

 

+ خاطرات این کتاب مربوط به دهه سی و چهل کتاب هستند، اما چه کنیم که کشتی ایران همیشه در یک دریا غرق می شود.

/ 1 نظر / 24 بازدید
مهدی

پیش از آنکه دست های یک درخت به نور برسد، پاهایش تاریکی را تجربه میکند... گاهی برای رسیدن به نورباید از تاریکی عبور کرد............