عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید/ ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

همه آدم ها برای انجام کارهای خوب به مساله ای برمی خورند،‌ آن هم اینکه نمی شود که همه کارهای خوب را لیست کرد و نوشت. پس باید چه کار کرد؟ باید عاشق شد. عشق که بیاید،‌ هرکاری که انجام بدهید، خوب است. هرکاری که انجام بدهید، کامل است.

عشق و دوست داشتن،‌ این است که شما دیگری را دوست بدارید. یعنی کسی را بخواهید به خاطر خودش،‌ و خودتان را هم بخواهید برای اویی که دوست می دارید. اگر عشقی اینگونه باشد عالی است. و اصلا عشق باید اینگونه باشد. اینگونه عشقی بسیار هم خوب است. حتی اگر عشق زمینی باشد. حتی اگر عشق به یک گربه باشد. چون عشق راه خودش را پیدا می کند.

مشکل ما این است که همه اینکاره ایم. در حالیکه باید آنکاره شد. اینکاره یعنی دنیایی، آنکاره یعنی ماورای دنیایی. البته اگر آنکاره باشید،‌ خود به خود اینکار را هم بلدید. به قول شاعر:

این که می‌گویند "آن" خوشتر ز حسن

یار ما این دارد و آن نیز هم

http://dl.drelahi.net/mp3/238_Shoaraye_Nami.mp3

/ 3 نظر / 34 بازدید
.

[گل]

جيم . صاد

" كمال نا يافته كمال نا يافته ي ديگر را عاشق ميشود زيرا فقط اندو قادر به درك زبان يكديگرند ....." و در جايي ديگر ميگويد :‌"انهايي كه به دنبال عشقند هرگز انرا نخواهند يافت زيرا عشقي در وجودشان نيست كه به ديگري هديه دهند " اين "اشو "‌عارف بزرگي بود . اما در ايران افتاد دست يك عده از اين روشنفكر نماها و مردم هم چندان طرفش نرفتند !‌اما تو برو !‍‍پشيمان نميشوي (البته اگر تا حالا نرفته اي )‌ ميگويم برو چون عشق را قشنگ معنا كرده !‌ گفتي بايد عاشق شد اما نميشود عشاق شدن را خواست يا صدا زد !‌خودش اتفاق مي افتد !‌ نميشود كسي را فقط به خاطر خودش دوست داشت !‌محال است !‌ نميتواني تصميم بگيري كه كسي را اينگونه دوست داشته باشي . .....اينگونه دوست داشتن ها بايد اتفاق بيافتد !‌ مثل همان سيبي كه افتاد !‌روي سر نيوتون !‌ اگر نيوتون تصميم ميگرفت سيب را بيندازد روي سرش كه جاذبه را كشف نميكرد .....ميكرد ؟‌(‌ اين هم يك مثال فيزيكي براي تو كه درس خوانده ي فيزيكي )