شارژ ایرانسل

فال حافظ


شنبه ۸ شهریور ۱۳٩۳

اسلام و احکام ده روز آش نذری وقفی

کلمات کلیدی :اسلام، محمدحسین پاپلی، شازده حمام، یزد

در حسینیه بیده روضه خوانی بود. ولی از همه مهم تر بساط آش نذری برقرار بود. واقفی املاکی را وقف کرده بود که در ده روز اول محرم باید از درآمد وقفیات او آش نذری می پختند. روز اول همه مردم برای گرفتن آش رفتند. آش خوشمزه ای بود، همه خوردند. روز دوم هم مردم هجوم بردند. روز سوم تعداد مردم کم شد، روز چهارم هم آش ها تمام شد. روز پنجم در کوچه ها جار می زدند که مردم بیایند آش ببرند و روز ششم، عده ای آش ها را برای حیواناتشان، گاو، میش، الاغ می بردند و فقیرترها آش را می خوردند ولی معده ها خراب شده بود. در همه آبادی های اطراف آش می پختند و روستاهای دور و نزدیک هم آش نمی خواستند. آش ها می ماند ولی باید برمبنای نیت واقف در تمام مدت ده روز اول ماه مبارک محرم آش می پختند. روز هفتم و هشتم به میش ها و الاغ ها هم آش می دادند و بالاخره روزهای آخر مقدار زیادی از آش ها را در آب قنات می ریختند که ماهی ها هم بخورند. البته ماهی ها هم آش ها را می خوردند و بعضی از آن ها به علت این که لوبیا یا نخود درسته قورت می دادند می مردند. با پول مواد خام آش ها می شد برای همه مردم کفش خرید ولی باید به نیت واقف عمل می شد.
شازده حمام- صفحه ۴٧

+ این قضیه قدیمی شدن صورت ظاهری احکام دین مساله ای جدی است و فقط درمورد وقفیات هم نیست. خیلی چیزهای جدی وجود دارد که نپرداختن به آنها اس و اساس دین که فلاح و رستگاری انسان در دنیا و آخرت است را برهم زده است و اصلا از دین چیزی متفاوت از آنچه قرار بوده باشد، برجای گذاشته است. مسلما خیلی از آقایان رده بالای دین به دلایل «مصالح»ـی که برای جمع های کوچک خودشان وجود دارد، نمی خواهند این جور مسائل را ببینند. البته بوده اند کسانی مانند علی شریعتی که خواسته اند کارهایی بکنند اما متاسفانه همیشه دست تنها بوده اند و کارشان پس از خودشان ناتمام مانده. امید که بشود یک فکری اندیشید.



چهارشنبه ٥ شهریور ۱۳٩۳

حاکمان مملکت ما

کلمات کلیدی :سیاست و خیمه شب بازی، شازده حمام، محمدحسین پاپلی، یزد

این بی پدر و مادرها که بر مملکت ما حاکم هستند مثل مرد به میدان نمی آیند. آدم کار سیاسی می کند می گویند دزد است، روابط نامشروع داشته و عرق و شراب خورده. خود پدرسوخته شان مملکت را دارند بر یاد می دهند، به آدم هایی که حاضرند برای مملکتشان کشته شوند می گویند علیه مملکت اقدام کرده اند.

شازده حمام - خاطرات محمدحسین پاپلی یزدی- صفحه 10

 

+ خاطرات این کتاب مربوط به دهه سی و چهل کتاب هستند، اما چه کنیم که کشتی ایران همیشه در یک دریا غرق می شود.



شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩۳

مردی از تبار پیامبر درگذشت

کلمات کلیدی :آفتاب مرگ، مرگ، آسیدجواد حیدری، یزد

مرگ، آن طور است که زندگی بوده. یکی که عمری به مال اندوزی و جمع کردن قدرت و ثروت مشغول بوده، مسلم است که وقتی در سن بالا و با هشیاری بسیار پایین می میرد، اطرافیانش به نیابت از او او را پای بند به این جهان نگه می دارند، با هر وسیله و ترفندی شده.
و یکی که عمری را به گسترش اخلاق در بین پولدارها، و حمایت همشگی از مردم در برابر قدرتمندان، چه قدرتمندان سیاسی چه اقتصادی گذرانده، وقتی می میرد، مرده است، و دیگر نیازی به امکانات یک بخش کامل بیمارستانی مجهز نیاز ندارد تا چند روزی بیشتر به حیات نباتی ادامه دهد.

امروز صبح، آسیدجواد حیدری، روحانی بسیار بااخلاق و مهربان و خوب یزد، که معروف بود به حمایت از مردم و کناره گیری از همراهی با سیاست این سی و پنج سال، مرد. صبح حالش بد می شود، و همان وقت می میرد و بنا به وصیتش، زود (فردا) دفنش می کنند. پیرمردی که برای بهبود وضعیت فرهنگی و اقتصادی مردم یزد کارهای زیادی کرد، و مهربانی و سخاوتش زبانزد مردم کوچه و بازار بود.
در زمانی که فردی دیگر که در کشور پست مهمی دارد، به حیاتی نباتی ادامه می دهد و رسیدگی به اعمالش به خدا و تاریخ واگذار شده، مرگ آسیدجواد، هم عبرتی است برای ایشان، هم نشانه ای است برای ما که هنوز در جمع آخوندان، روحانیانی هم پیدا می شوند که اسلام رحمانی را زندگی کنند و به ما نشان می دهند. روحانیانی که هدایت نبوی برایشان بسیار مهم تر از خلافت اموی است.

حسرت، نه مرگ اینهاست، که مرگ برای اینها سعادت است و لقاالله، حسرت کمبود این چنین آدم هایی است در زمانه ای که روحانیان نبوی کم اند و نمونه های اموی زیاد.

روحش شاد.




 

مجله