شارژ ایرانسل

فال حافظ


چهارشنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩۳

صحبت های سیدمحمد خاتمی در خصوص استیضاح وزیر علوم

کلمات کلیدی :سید خندان، استیضاح فرجی دانا، سیاست و خیمه شب بازی

صحبت های خوب و متین سید محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران... بخش ها مختلفی دارد، ولی مهم ترین قسمت، مربوط به استیضاح امروز (چهارشنبه 29 امرداد 1393) وزیر علوم آقای فرجی دانا است. استیضاحی که اگر رای بیاورد، فقط آبروی مجلس را برده است. طولانی است ولی به شدت پیشنهاد می کنم بخوانیدش.

 

اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی تهران با سید محمد خاتمی دیدار کردند.
متن کامل سخنان سید محمد خاتمی در این دیدار در ادامه آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
خیلی خوشحالم که می بینیم دوستان عزیزی که در انجمن فعال هستند دارای ذهنی روشن و دارای دغدغه نسبت به مسائل مختلف در عرصه ملی، منطقه ای و جهانی هستند از جمله آنچه مربوط به دانشگاهها و سرنوشت دانشگاهها می شود و آنچه مربوط به جامعه و امنیت جامعه می شود ساماندهی فعالیتهای اجتماعی در جامعه ما و آنچه مربوط به منطقه می شود فجایعی که در منطقه وجود دارد ستمهایی که انجام می گیرد و همدردی با مظلومانی که در منطقه هستند و نیز حساسیت نسبت به دو جریان تروریستی وحشتناک که یکی دولت اسرائیل است که این جنایات را انجام می دهد و یکی هم با کمال تاسف تحت عنوان اسلام یک حرکت ارتجاعی تخریب گر تروریستی که منطقه ما را با مخاطراتی روبرو کرده است. این که دوستان ما این دغدغه ها را دارند و این مسائل را مطرح می کنند جالب است و همچنین راجع به سرنوشت اصلاح طلبی و آینده کشور و در عین حال دغدغه همیشگی نسبت به امنیت کشور، نسبت به تأمین مصالح ملی این ها برای ما خیلی ارزشمند است و فکر می کنم وقتی کسانی با این دیدگاه مسوولیت انجمن اسلامی را دارند پیداست که فکر کرده و برنامه ریزی کرده اند و حتما هدایت و مدیریتشان میتواند در دانشجویان و در جهت دادن به حرکتهای دانشجویی آثار مثبتی داشته باشد.
مطالبی را که مطرح کردید بسیار خوب بود ولی مجالی برای باز کردن همه آنها نیست، سعی می کنم نکاتی را که به نظرم می رسد، بگویم و در درجه اول در این جمع دانشجویی و دانشگاهی خوب است. از حادثه مهمی که به نحوی مربوط به دانشگاه و جامعه دانشگاهی است و در درجه دوم متعلق به کل ملت ایران است یاد کنم و آن موفقیت یک خانم ایرانی خانم دکتر مریم میرزاخانی در آمریکا و به دست آوردن معتبرترین جایزه و مدال و کسب موقعیت و منصب در عرصه ریاضی است. می دانید که ما در ریاضیات چایزه نوبل نداریم و این جایزه از نظر وزن و اعتبار مثل نوبل است با این لحاظ که فقط و فقط جنبه ها و شایستگیهای علمی در نظر گرفته می شود ممکن است در جایزه های دیگر برخی ملاحظات دیگری هم باشد مثلا بگوییم که افرادی هستند که اگر این ملاحظات نبود آنها شایسته تر بودند از کسی که در آن عرصه جایزه را برده ولی در اینجا هیچ عاملی جز جنبه علمی نیست یعنی کسی که این جایزه را گرفته واقعا از نظر علمی در یک رقابت بسیار سخت در میان برجسته ترین دانشمندان به این رتبه رسیده است. این افتخاری است برای جامعه دانشگاهی ما برای ملت ایران که ما باید این را ارج بنهیم و تبریک بگوییم هم به خانم دکتر میرزاخانی و هم به خودمان که یکی از فرزندان ملت ایران توانسته است به این درجه عالی برسد و عضو ممتاز ثابت یکی از مهمترین دانشگاههای دنیا است که فکر می کنم جزء سه چهار دانشگاه درجه اول است یعنی دانشگاه استنفورد و کسی که می تواند این موفقیت را کسب کند. حتماً باید صاحب یک نظریه ممتاز و تازه ای باشد آن هم در ریاضیات.
نکته دوم اینکه این دانشمند اولین زنی است که این موقعیت را احراز می کند یک خانم جوان ایرانی زیر 40 سال این جایزه را بدست می آورد این قابل تقدیر است و قابل تبریک است و حتما ملت ما خشنود است از اینکه یکی از فرزندانش این درجه را به دست آورده است. این نکته را عرض کردم تا منتقل بشوم به اینکه چه استعدادهایی در درون ایران نهفته است انصاف این است که بهره هوشی ایران به نظر من از متوسط جهانی بالاتر است ایرانیان همیشه نشان داده اند که اگر زمینه برای آنها فراهم شود در رشته های علمی، دینی، فکری، فرهنگی، هنری و ورزشی می توانند درجات بالایی داشته باشند و این نعمت خداداد است که به این ملت داده شده است.
مسأله دوم اینکه اینها سرمایه هایی کشور هستند. خانم دکتر میرزاخانی جدای از ریشه نیست. ریشه اش در ایران است در هر حال سرمایه گذاری ای است که ملت ایران کرده است و حال این سرمایه رشد کرده و به اینجا رسیده است. و این سرمایه بزرگ معنوی متعلق به ایران است من به شدت توصیه ام به همه اندیشمندان، مدیران شخصیتهای برجسته ایرانی که در خارج هستند این است که شما متعلق به ایران هستید و باید حتما به فکر ایران باشید و بتوانید آنچه را که به دست آورده اید و خدا به شما داده به نحوی از آن استفاده کنید که این ملت هم بهره ببرد. اما این سوال مطرح می شود که آیا زمینه را برای بهره گیری از این سرمایه ها فراهم کرده ایم. چرا باید اندیشمندان و دانشمندان ما به بیرون بروند یا ظرفیت و زمینه فعالیت آنها نیست یا فضاهایی ایجاد می شود که آنها احساس می کنند در آن فضا نمی توانند فعالیت کنند. هم امکانات مادی برای آنان در بیرون بیشتر است هم زمینه های فعالیتهای فکری برایشان در ایران فراهم نیست، معلوم است استنفورد و به طور کلی کشوری مثل آمریکا از نظر ظرفیتهای علمی و فنی در یک موقعیتی است که دانشمند و محقق احساس می کند که در دریاست و می تواند فعالیت کند ما خیلی فاصله داریم تا آنجا و محیط های دانشگاهی ما فاصله زیادی با آنها دارد. شاید این طور تصور بشود که ظرفیت جذب این نیروهای نخبه را نداریم باشد، ولی صحبت من این است که این شخصیت ها خودشان باید ظرفیت سازی کنند. یعنی اگر اینها در خدمت این کشور و نظام علمی این کشور باشند خود اینها ظرفیت ساز هستند و ظرفیت ایجاد می شود مگر جز این است که به وسیله اندیشمندان و متفکران ظرفیت و توسعه پدید می آید. اگر آنها به اینجا بیایند ظرفیتهای اینجا بالا می آید و برای فعالیت خود اینها و فرزندان اینها آماده تر می شود ولی مسأله این است که بالاخره زمینه هایش را دولت، ملت و نظام باید فراهم کنند. وقتی که زمینه ای نباشد قطعاً آنها نخواهند آمد. اگر زمینه اش باشد خود به خود این نیروها خواهند آمد، منظورم آمدن فیزیکی نیست ممکن است اینها در خارج باشند در جایی دیگر باشند ولی توجهشان به اینجا باشد. مثلا فرض کنید پروفسور عبدالسلام برنده جایزه علمی نوبل پاکستانی است دغدغه جهان سوم را داشت مرکزی را در ایتالیا درست کردند به نام مرکز علوم پایه برای جهان سوم. جذب می کند نیروها را این مراکز را می توانیم در ایران هم ایجاد کنیم. در جای دیگر هم ایجاد کنیم نگاه آن هم به ارتقاء و بالا بردن سطح علمی و اجتماعی و سیاسی و فکری و تکنیکی ایران باشد. دولت باید برنامه داشته باشد و زمینه سازی کند. ملت هم باید کمک کند. باید فضای مناسب ایجاد شود. فضایی که در آن این نهادها رشد کند و در نتیجه اندیشمندان ما و دانشمندان ما بدانند که این زمینه فراهم است بیایند فداکاری کنند گذشت هم داشته باشند با همه امکاناتی که آنجا دارند بیایند اینجا کار کنند یا لااقل از دور بتوانند بهره فکری و علمی خود را به اینجا بدهند اینجا ما وارد می شویم به سیاستهایی که دولت می تواند داشته باشد نظام می تواند داشته باشد در عرصه مسائل دانشگاهی و علمی. این روزها یکی از مسائل مطرح سیاسی اتفاقا همین مساله است مساله استیضاح وزیر علوم و تحقیقات و فن آوری جناب آقای دکتر فرجی دانا.
آقای فرجی دانا کیست؟ یک دانشمند، یک فرزند ایران که در سطح بالایی دانش را کسب کرده و آمده به ایران برای خدمت. آقای فرجی دانا هم می توانست مثل خیلی از کسان دیگر در خارج بماند و امکانات فراوانی داشته باشد هم رشته اش هم تحصیلاتش هم جایگاه علمی اش. آمده به ایران چون دل بسته به اینجاست و نه تنها به عنوان یک استاد عالم به عنوان یک مدیر هم موفق بوده است و اتفاقا توفیق افرادی نظیر فرجی دانا این است که همان محیط را می خواهند فراهم کنند که میرزاخانی ها از آن بیرون بیایند یا میرزاخانی ها بتوانند به اینجا بیایند و در خدمت توسعه علم و دانش و کشور قرار بگیرند. آقای دکتر فرجی دانا انسانی است که حتما گرایش سیاسی دارد اصول دارد معیار دارد، فکر دارد اما به عنوان یک مدیر برجسته آموزش عالی بنده شهادت می دهم که به هیچ وجه اعمال گرایشهای سیاسی خودش را در اینجا نمی کند. حرفی که شما زدید درست است که دغدغه فضای علمی و استقلال دانشگاه را دارند. اتفاقا این پرهیز از سیاست زدگی است. دانشگاه سیاسی است باید هم سیاسی باشد حتما باید سیاسی باشد و اتفاقا مدیر آموزش عالی باید فضای فعالیت آزاد و امن سیاسی در دانشگاه را فراهم بیاورد. هم آزاداندیشی را و هم فعالیتها و نگاه کردن به مسائل اجتماعی و مسائل دیگری که هست چه کسی شایسته تر از استادها و دانشجویان ما که دغدغه مسائل کشور را داشته باشند. نقد کنند، صحبت کنند، راه حل ارائه دهند این یعنی فضای سیاسی. اما دانشگاه برتر از این است که کسی از بیرون برایش تصمیم بگیرد. جریانها، نهادها، گروهها، دولت، احزاب. آن ها نیستند که تعیین کننده تکلیف فعالیتهای دانشگاه هستند دانشگاه باید خودش تصمیم بگیرد. استاد ما، دانشجویان ما تحت لوای تشکلهای مستقل و دلسوز کارشان را انجام بدهند فقط هم انجمن اسلامی نیست. هر تشکلی که بخواهد خدمت کند، فکر را رشد بدهد، بحث کند، صحبت کند، باید بتواند فعالیت کند، این یعنی استقلال. جلوگیری از دخالت و تعیین تکلیف دانشگاه از بیرون دانشگاه این یعنی استقلال و اتفاقا اینکه سرنوشت دانشگاهها، جریانها و گروهها را به دست جریاناتی در بیرون قرار دهیم این یعنی سیاست زدگی غلط. استقلال دانشگاه یعنی ایجاد زمینه ای برای فضای امن و فعالیتهای فکری و اجتماعی در درون دانشگاه و با تصمیم گیری خود دانشجویان و دانشگاهیان. استقلال دانشگاه یعنی مدیریت دانشگاه به دست خود دانشگاهیان باشد حتی دولت مدیریتی را امضاء کند که دانشگاه می پذیرد این یک افتخار است. این ایجاد فضایی می کند که می تواند در درون آن علم رشد کند و توسعه پدید آید و عالمان ما و محققان ما دلگرم شوند که بیایند کار انجام دهند. این کاری است که شده مدیریت دانشگاه باید مدیریت دانشگاهی باشد در زمانی که ما بودیم یکی از کارهای بزرگی که کردیم تقویت هیات امناء دانشگاه آن هم نه با دیدگاه سیاسی. واقعا کسانی که هم به لحاظ علمی و هم عملی و هم از نظر مسائل اقتصادی دغدغه دانشگاه را داشتند و دلشان می سوخت آنها بودند بسیاری از تصمیم گیریها را ما در اختیار آنها قرار داده بودیم توزیع بودجه و کارهای دیگر. یا انتخابی کردن مدیریتهای دانشگاه این یک افتخار برای دانشگاه است. تازه هنوز که انتخابی کامل نیست. آنها می نشینند نظرخواهی می کنند چند نفر را در اختیار وزیر می گذارند وزیر هم یکی از آنها را معرفی می کند یک تشکیلات دیگری رأی می دهد و رییس انتخاب می شود. بنده معتقدم دانشگاههای ما به آن حدی از رشد رسیده اند که بتوانند خودشان مدیر تعیین کنند ولی خب حالا ما فاصله داریم تا آنجا شاید هم مسائل امنیتی، سیاسی ایجاب کند که اینطور نباشد. ولی اینکه ما برویم از خود دانشگاهی نظرخواهی کنیم که چه کار می خواهی بکنی این یک کار بزرگی است و حرکت به سوی استقلال دانشگاه است و دغدغه فضای علمی دانشگاه را داشتن یعنی این که تعیین کننده مسائل و جلوگیریها و اجازه دادن ها، ملاحظات سیاسی خاص نباشد بلکه همواره دغدغه این باشد که دانشگاه به لحاظ علمی رشد کند و فضای رشد علم باشد. نکته دیگر اینکه استاد محترم باشد دانشجو هم محترم باشد سیاست زدگی یعنی اینکه امتیازاتی که در دانشگاهها هست با ملاحظات سیاسی تقسیم شود اگر بورس است باید فقط شایستگی های علمی و البته اخلاقی باشد و نه ملاحظات خاص سیاسی و جریانی در آن باشد. آن سیاست زدگی است استقلال دانشگاه فضای علمی دانشگاه این که گزینش به عنوان یک مجازات برای دانشجو نباشد که اگر ما نپسندیم یک کسی را با اعمال گزینش بخواهیم محروم کنیم و یا کار دیگری انجام دهیم. البته باید انسانهای شایسته ای انتخاب شوند ولی شایسته باشند شایسته سالاری در آنجا باشد کسی که تحصیلات تکمیلی انجام می دهد در درجه اول باید از نظر علمی و استانداردهای لازم صلاحیت ها را داشته باشد. هر روش دیگری بخواهد اعمال شود این بد است. اعمال ملاحظات نادرست چه از طرف اصلاح طلبان چه از طرف اصولگرایان نتیجه بدی به بار خواهد آورد. ملاحظه دانشگاه رشد علم، رشد دانش باز بودن فضای آزاد و امن و البته تقویت جریاناتی که به مصالح ملی توجه دارند به سرنوشت کشور توجه دارند باید باشد. من معتقدم که کسانی مثل جناب آقای فرجی دانا این دغدغه را دارند. این که چقدر موفق بوده اند ما معتقدیم اینقدر مشکلات زیاد است که ما نمی توانیم توقع داشته باشیم که همه مسائل یک شبه حل شود ولی بنده اعتراف می کنم از جمله جاهایی که توفیق خوب داشته که تأمین بکند وعده هایی که جناب آقای روحانی داده اند و ملت به آن رأی داده است رویکردی که این دولت داشته در آموزش عالی و محیط های دانشگاهی است. این قابل تشویق است و نه تحت فشار قرار گرفتن. امیدوارم که همه ما ملاحظات اصل مصالح انقلاب، مصالح کشور و مصالح دانشگاهها را داشته باشیم و تصمیم گیری کنیم و امیدوارم به لطف خداوند مجلس شورای اسلامی که باید عصاره فضائل ملت باشد نماینده افکار عمومی ملت باشد گامی بردارد که معنایش تشویق آقای فرجی دانا و امثال وی باشد نه اینکه برخورد نامناسبی با او شود. من هم معتقدم که دانشگاههای ما نیازمند این هستند که واقعا به آنها پرداخته شود. امروز ببینید چه کسانی تایید می کنند سیاستهای موجود در وزارت علوم و فعالیتهایش را و چه کسانی تقبیح می کنند. عمده دانشگاهیان ، نمی خواهم بگویم فقط دانشگاهیان با گرایشهای خاص سیاسی اصلاح طلبی یا غیر اصلاح طلبی یا کس دیگر، نخبگان دانشگاهی استادانی که اصلا هیچگونه وابستگی هم به جریانات ندارند و مجموعه دانشجویان راضی اند. منظورم از مجموعه اکثریت قریب به اتفاق است. ممکن است دانشجویان یا استادانی باشند که وابسته به جریانات خاصی باشند حال آقای فرجی دانا را نمی پسندند آنها راضی نباشند ولی آنها در اقلیت محض اند. شما به محض اینکه اعلام می کنید چه کسانی حمایت می کنند در ظرف چند ساعت چند هزار نفر از استاد و دانشجو تآییدیه خود را اعلام می کنند اگر ما واقعا رضایت مردم و رضایت بخشهایمان مورد توجه است این رضایت مردم است و ما باید مطابق رضایت مردم و بالاتر از آن مصالح کشور و مصالح علم تصمیم بگیریم امیدوارم تصمیم درستی گرفته شود.
اگر توضیح درست داده شود من معتقدم که مجلس تصمیم مناسب و درستی خواهد گرفت. یک نکته هم راجع به انجمن اسلامی بگویم این بحثهایی که شد و دغدغه هایی که گفتید مهم است راجع به اینها بحث و صحبت کنید همه این مسائلی که شما گفتید قابلیت این را دارد که به صورت گروههای مختلف برنامه برای خود دانشجو مشخص شود تحقیق کنند نتیجه تحقیقاتشان را بگویند و این مساله بسط پیدا کند اگر ما دغدغه مساله فلسطین را داریم فقط جنبه عاطفی و تعصب نداشته باشد به عنوان یک مساله اصولی به عنوان اینکه کجا به انسان ظلم می شود و چه کسانی به انسان ظلم می کنند و جنایت می کنند یا مثلا گرایشهای خشونت گرای زاهد گرای متعصب آدمکش به نام اسلام. ما نگران این هستیم. اینها مسائلی است که انجمن اسلامی می تواند راجع به آن بحث و صحبت کند. یا مثلا مسائل امنیتی. این که ما باید از فضای امنیتی گذر کنیم به فضای سیاسی معقولی که آزادیهای معقول باشد برسیم به فضایی که امنیت برای بحثها و گفتگوها باشد زمینه برای حضور همه نیروهایی که دلشان به حال اصل کشور و مملکت می سوزد فراهم شود این دغدغه ها را باید بحث کنیم و ارائه دهیم و بگوییم که این به نفع خود نظام است و به نفع اسلام است این که برخی جریانات سابقه دار امتحان داده دلسوزی با محدودیتها روبرو باشند برخی جریاناتی که خیلی هم وجه دانشگاهی ندارند، من نمی گویم در دانشگاه نباشند ولی این که فقط آنها امکانات و امنیت و مصونیت داشته باشند این فضا فضای درستی نیست. هرکس در دانشگاهها هست اولا سعی کند دانشگاهی باشد یعنی بر اساس دید دانشگاهی و نگاهی که دانشگاه به جامعه دارد بحث کند و تصمیم بگیرد ثانیا همه با هم در یک فضای مساوی صحبت و فعالیت کنند. اینها را می توانید منتقل کنید این اختصاص به انجمن اسلامی ندارد. انجمن اسلامی می تواند متصدی طرح این بحثها و دفاع از حقوقی که استاد و دانشجو دارد و همه تشکلها دارند باشد و در مورد مدیریت دانشگاه درباره مسائلی که در دانشگاه است بحث و صحبت کنید این حرفها که شما می زنید پیداست که مطالعه کرده اید دغدغه تان هم همین است باید انجمن اسلامی را قوی کرد. من می دانم محدودیتهای فراوانی دارید فشارهای زیادی روی شماست ولی ما باید کار کنیم این کشور این انقلاب متعلق به شما است باید کار را انجام داد. یک نکته مهم این که مسأله دیگری که مطرح کردید در مورد اصلاح طلبی بود و بعضی نگرانی ها که به جا هم بود به طور کلی اصلاح طلبان و بالاخص دانشگاهیان از تکثر دفاع می کنند. تکثر چیز خوبی است منتهی نه تکثری که همدیگر را دفع کنند حتی ما مخالف را هم باید تحمل کنیم نگوییم که فضای مطلوب فضایی است که در آن مخالف نباشد بنده مخالف دارم دیگری مخالف دارد آن جریانی که مدعی است مخالف دارد دولت مخالف دارد حتی نظام ممکن است مخالف داشته باشد ولی مخالف هم باید در چارچوب ضوابط و قانون به طور معقول عمل کند. من معتقدم رمز پیشرفت جامعه قبول مخالف است من یک روزی گفتم "زنده باد مخالف من" کسانی شعاری دادند مرگ بر مخالفین فلانی گفتم اولا از مرگ صحبت نکنید ما برای زندگی آمده ایم ثانیا شعار من زنده باد مخالف من است اگر مخالف من نباشد من نمی توانم رشد پیدا کنم منتها باید سازوکاری پیدا کنیم که مخالفتها به تنازع مبدل نشود یک جامعه دموکراتیک یعنی در آن تکثر و اختلافها وجود دارد یعنی جامعه ای که جریاناتی که در اصول با هم مشترکند بتوانند جهت مشترکی داشته باشند با سلایق مختلف. الان شما صحبت این را کردید که ممکن است جریاناتی بیایند بسیار خوب ما یک مدل انجمن اسلامی که نمی توانیم داشته باشیم انجمن اسلامی تهران یک راهکاری و رویکردی دارد ممکن است کسان دیگر سلایق دیگری داشته باشند اما انجمن اسلامی بودن یک وجوه مشترکی دارد و باید این را تعریف کنیم بگوییم چگونه شد که از اول انقلاب آن وحدتی که بود و به صورت {دفتر تحکیم} بود این شکافته شد و از بین رفت چرا؟ من معتقدم که جوانی و بی توجهی و سوء استفاده کسانی که از اختلاف افکنی این سود می برند باعث شد آشفتگی پدید آید الان فرض کنید در خارج از کشور قدرت های فزون طلب کسانی که شدیدا با اسلام و سیاسی بودن آن هم مخالفند دارند سوءاستفاده می کنند از این جریانات سیاسی آدمکش و افراطی البته زمینه های این جریانات در دنیای اسلام بوده ولی الان که مسلمانها دارند مسلمانان را می کشند به اختلاف شیعه و سنی دامن می زنند دشمن دارند سوء استفاده می کند. شما مطمئن باشید در درون کشور هم جریاناتی هستند که دامن می زنند تا اختلافات را تبدیل به تنازع کنند ما هم باید هوشیار باشیم و مرز میان اختلاف و تنازع را مشخص کنیم. در اصلاح طلبی شورای هماهنگی وجود دارد و تشکیلات مختلف هستند انجمنهای مختلف تشکل ها، اینها همه اصلاح طلبند اختلاف سلیقه هم دارند بنده اعلام می کنم نسبتم با همه اینها نسبت مساوی است. من هیچ نسبت خاصی با هیچ جریان خاصی ندارم البته اگر کسی خواست با سلایق خاص خودش حاضر باشد اشکالی ندارد، ولی این به این معنا نیست که بگویید اصلاح طلبی بد است حالا کسانی می خواهند اصلاح طلبی خوب درست کنند! اصلاح طلبی یک تباری دارد یک جریانی است و بعد هم اصلاح طلبی واقعی بالاتر از جریانات و گروههاست. گروهها و جریانات با سلایق مختلف روی اصول اصلاح طلبی با هم متحد باشند ولی راههای مختلف دارند یکی می گوید می خواهم در عرصه اقتصادی کار کنم یکی می گوید در عرصه توسعه سیاسی می خواهم کار کنم یکی می گوید می خواهم فرهنگ را ارتقاء دهم یکی می گوید مشکلات روزمره کشور را، که واقعا همه اصلاح طلبان باید به آن بپردازند الان مسأله هوا، مسأله محیط زیست، وضع اقتصادی و ... که مسائل مردم است مردم باید احساس کنند که اصلاح طلبان نیز دغدغه اینها را دارند گرایشهای مختلفی وجود دارد و کار را انجام می دهند همه اینها را ما به عنوان اصلاح طلبی قبول داریم ولی این به آن معنا نیست که بیاییم در موقعیتی که اصلاح طلبان تحت فشارهای گوناگونی هستند اصلاح طلبی را خراب کنیم تا بگوییم ما اصلاح طلبی درست هستیم. این کار کار غلطی است نباید دوستان ما کاری که این شائبه را ایجاد می کند انجام دهند آن طرف، هم نباید بگوید کند که چون اصلاح طلب من هستم کس دیگری حق ندارد به عنوان اصلاح طلبی کاری بکند. خواهشی که از همه دوستان دارم من مخلص همه جریانات هستم و حتی واقعا بنده از اصول گرایان عاقل و منطقی که وجود دارند و دلشان از آن مسائلی که طی سالهای گذشته در این مملکت بوده خون است و البته ملاحظاتی دارند بنده برای آنها هم احترام قائلم بنده که کوچک همه هستم ولی این درست نیست که اگر کسی هست که مورد توجه است و تا حدودی مورد عنایت و لطف جامعه هست هر جریانی بخواهد بگوید که او انحصار به یک جریان خاص دارد من نسبت به همه جریانات و همه گروهها همه جریاناتی که به نام اصلاح طلبی کار می کنند ارادت دارم. کل اصلاح طلبی مورد توجه من است ستمهایی که به این جریان شده را می دانم البته اصلاح طلبی سعه صدر دارد می تواند از این ستمها صرف نظر کند آن جایی که مصالح کشور باشد. معتقدم که اصلاح طلبی یعنی در چارچوب قانون اساسی ضوابط کلی، ارزشهای دینی اصول و معیارهایی اساسی که بیان شده است حرکت می کند. ان شاء الله باز هم این اصول بیان شود اینها محور کار ماست و بنده هم نسبت ویژه ای با جریان خاصی ندارم البته برخی دوستان می گفتند اجازه دهید ماهی یکی دو دفعه با شما به طور ویژه دیدار کنیم من که کوچک همه هستم اما گفتم آیا فقط شما هستید یا دهها تشکل هستند اگر هرکدام بخواهند با من ماهی یک دو جلسه داشته باشند همه وقتم را باید بگذارم. من مخلص همه هستم و با همه شما حرفهایم را می زنم هر کسی هم بخواهد نقد کند بسم الله. معتقدم که نباید در جامعه هم اینطور تلقی شود که یک جریان نور چشمی است یک روابط ویژه اختصاصی وجود دارد ما می گوییم تکثر آری اما تلاش برای وحدت حول اصول اصلی و معیارهای اصلی هم آری که از جمله برای اصول منافع کشور منافع ملت رشد جامعه، مردم سالاری سازگار با دین و توسعه است در این ها با هم مشترکیم خودمان نیز خودمان را نقد می کنیم و جامعه را بالا می بریم امیدوارم که انجمن اسلامی دانشگاه این مسأله را پیاده کند یعنی بگوید تکثر در ذات حرکت اصلاح طلبی است تنوع در ذات آن است هنر ما و رشد ما این است که با وجود تکثر بتوانیم جهتهای اصلی را پیدا کنیم و به آن جهت ها حرکت کنیم حتی من بارها گفته ام سیاست کلی ما تعامل است تعامل با مخالف تعامل با حاکمیت تعامل با دولت با حفظ هویت تعامل با این معنا نیست که شما سابقه، گذشته و اصولتان را زیر پا بگذارید اگر شما به حقوق مردم پایبندید همواره به حقوق مردم پایبند باشید. این مربوط به کسانی است که می گویند شما پایبندی خود به حقوق مردم را زیر پا بگذارید تا شما را بپذیریم ما می گوییم نه. از سوی دیگر اصل نظام و حرکت در چارچوب قانون از اصول ماست. اگر کسانی می گویند باید قانون اساسی را زیر پا گذاشت و با اصل نظام مخالفت کرد ما با آنها هم مخالفیم. اینها اصول ماست اصول اصلاح طلبی.
ما نمی خواهیم یک الگوی خاص را اعلام کنیم و بگوییم هرکس اینطور باشد او را قبول می کنیم نه اینطور نیست. البته ما اصول و معیارها را می سنجیم ممکن است برخی جریانات باشند که با اصول ما همخوانی نداشته باشند آنها هم محترم هستند ما هم نمی خواهیم دعوا کنیم تلاش هم می کنیم تعامل هم داشته باشیم ولی اصول خود را از دست نمی دهیم البته اعلام می کنم به همه انجمن های اسلامی دانشگاهها که در فضایی که باز شده فعال باشید و کسانی هم هستند که می خواهند دوباره این فضا را ببندند سعی کنیم به هم نزدیک شویم وجوه مشترکمان را پیدا کنیم و کم کم دوباره به سوی یک اتحادیه برویم که در اصول و چارچوب اشتراک و در روشها تفاوت دارند حتی دانشگاه تهران می تواند چند انجمن داشته باشد. البته من واقعا با تجربه ای که دارم انجمن اسلامی دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی تهران را انجمن موفقی می دانم این تجربه تجربه ارزشمندی است و باید ببینیم چه روشهایی بوده که از اصول خود نگذشته ولی در عین حال توانسته تداوم یابد.
باید این را ثابت کنیم که حضور مساوی همه جریانات مورد نظر است البته حضور عادلانه و هرکس به اندازه وزن واقعی خود حضور داشته باشد یک جریانی که 10 الی 20 نفر با وابستگی به یک جایی آمده است با یک انجمنی که ریشه و پایه در بدنه دانشجو دارد هم وزن نیسنتد عادلانه این است که هریک به اندازه وزن واقعی خود فعال باشند و همه به اندازه هم امنیت داشته باشند به اندازه هم امکانات برای فعالیت داشته باشند انجمن اسلامی دانشگاه تهران این تجربه را دارد خودش را حفظ کرده همواره بر اصول و چارچوبهای انقلاب تأکید داشته است. دینداری برایش مهم بوده دین جامعه، دین افراد برایش مهم بوده در عین حال به معیارها و ملاکهایی که در دنیای امروز قابل پیاده شدن است باور داشته است اگر بخواهیم توسعه و پیشرفت داشته باشیم باید نوعی دموکراسی را هم بپذیریم. ما از مردم سالاری دفاع می کنیم و لازمه دفاع از آن صاحب حق دانستن انسان است و ایجاد امنیت برای همه. امنیت را ما وسیع تر از امنیت حاکمان می دانیم اتفاقا می گوییم برخی فعالیتهایی که به نام امنیت می شود ممکن است برای مدتی با رعب و ترس وضعیت اداری مملکت را بتوان حفظ کرد ولی در نهایت این به زیان امنیت حتی خود نظام است.
حرف می زنیم صحبت می کنیم حق همه ماست که در فعالیتهای اجتماعی و در انتخابات شرکت کنیم با معیارهایی که وجود دارد البته من فکر می کنم که آقای دکتر روحانی و دولتش با همه مشکلاتی که داشته موفق بوده است من نمی خواهم بگویم هیچ عیب و نقص و انتقادی نیست مگر دولت ما عیب و نقص نداشت با وجود همه اینها معتقدم که زحمت کشیده و می کشند بر شعارهای خود پابرجا هستند این که برخی از آنها پیاده نشده باید گفت برای برخی از آنها موانع ریشه دار وجود دارد باید زمینه هایش فراهم شود. بخشی از آنها نیز می شد بهتر از این کار کرد ما حمایت خود را از دولت اعلام می کنیم و اتفاقا یک جریانی هست که امکاناتی هم کسب کرده امکانات حقوقی امکانات سیاسی، امکانات اقتصادی و ... او نمی خواهد بگوید که اوضاع عوض شده سخت گیریها را فراوان تر می کند بیشتر می کند و جریان دلسوز انقلاب و دلسوز اسلام و دلسوز مملکت دلسوز نظام و رهبری را که البته نظرات خاص خودش را هم دارد تحت فشار قرار می دهد آن جریان هم می ایستد و با این مسائل نباید از میدان بدر رود. هزینه اش را می پردازد و بالاخره بنده معتقدم که با کمک خود دولت که باید در این زمینه فعالتر باشد و کمک جامعه مدنی و کمک عقلایی که هستند و کمک مسوولان بالای کشور ما باید کم کم به آن جوی برسیم که در کنار همدیگر بتوانیم زندگی کنیم و این که فضا برای بعضی ها تنگ بشود و فضا برای کسانی که خیلی هم ریشه در این انقلاب و این جامعه ندارند باز و فراخ باشد این مساله ای نیست که متناسب با ارزشهای انقلاب و اسلام باشد و امیدوارم که با عقلانیتی که به خصوص در این یکی دو سال تقویت شده است اوضاع بهبود یابد.
پرهیز از تعصبها اصول را فدای فروع نکردن واقع بینانه عمل کردن در عین حال معیارها و آرمانها را از دست ندادن این خودش را در انتخابات و نتیجه انتخابات نشان داد امیدوارم کم کم در همه جامعه خود را نشان دهد البته حق مجلس است سوال و استیضاح کند و نتیجه ای که می خواهد بگیرد ان شاء الله این بلوغ عقلانیت در مسیر مصلحت کل مملکت باشد در مورد استیضاح فعلی خودش را نشان دهد اگر آقای فرجی دانا هم برود، مطمئناً دولت از رویکردهایش بر نمی گردد. یک نفر جای ایشان می آید چه بهتر که خود آقای فرجی دانا با آن سابقه با آن مراتب علمی و با آن تجربه که یک دوره طولانی هم رییس دانشگاه تهران بوده اند بتوانند ادامه دهند.
ایشان یک انسان عقلانی است که البته گرایش سیاسی دارد ولی این گرایش سیاسی را در مدیریت اعمال نمی کند دغدغه دانشگاه، استقلال دانشگاه، فضای علمی دانشگاه، حرمت استاد، حرمت دانشجو، باز بودن فضا برای همه، مصرف کردن امکانات در مسیر درست، به کار بردن استانداردها برای تقویت علمی جامعه در بورس ها در هیأت های علمی و غیره این مساله عقلانیت و اعتدال و مصلحت اندیشی برای کشور را نشان می دهد و به لطف خداوند انتظار داریم که مجلس هم این بلوغی را که جامعه ما پیدا کرده است نشان دهد. البته کسانی از این بلوغ خوششان نمی آید و آن را برهم می زنند، سخت گیری می کنند که گویا همان روند و روالی که قبل از انتخابات وجود داشته باید ادامه پیدا کند که معتقدم اقلیتند ولی اقلیتی هستند که امکانات فراوانی دارند ان شاء الله مجلس هم نشان خواهد داد که با آن عقلانیت اکثریتی و تامین کننده مصالح کشور همراه است و تصمیمی که می گیرد ان شاء الله تصمیم درست و خوبی باشد.
ما باید همه سعی خود را بکنیم که دولت جناب آقای دکتر روحانی موفق شود و همانگونه که بارها اظهار امیدواری کرده ام باز هم امیدوارم که به سوی فضای بازتر و به سوی نزدیکتر شدن دلها به یکدیگر و همکاری و همراهی با هر کس و هر نهاد برای جلوگیری از افراط و تفریط برویم، سخت گیری ها کمتر شود، حصرها و حبس ها پایان داده شود و از این عقلانیت و اعتدالی که کم و بیش برای همه حاصل شده است در مسیر پیشبرد اهداف انقلاب و توسعه کشور و رفع مشکلات مردم حرکت بهتر و شتابان تری داشته باشیم.
در آغاز این جلسه دانشجویان عضو شورای مرکزی مطالبی را به این شرح مطرح کردند:
1- فضای آموزش عالی دارای ثبات و آرامش قابل قبولی شده است. برنامه بازگشت کسانی که به ناحق رانده شده بودند. حل مشکل ستاره دارها، جلوگیری از بهره گیری های غیرقانونی و غیراستانداردها از مزایا تحصیلی و دانشگاهی و ... نمونه اقدامات است. وزیر محترم علوم و آموزش فن آوری انسان عالم و متینی است که دغدغه اش بهبود فضای علمی و فکری دانشگاه ها و استقلال آنها و عدالت آموزشی است. مشورت با دانشگاهیان، استفاده اخلاقی و منطقی از اختیاراتی که دارد، از خصوصیات مدیریت جدید است و اظهار تأسف از سنگ اندازی های، اتهام های امنیتی و ....
2- التهاب خاورمیانه، جنایات و تجاوزات اسرائیل، مظلومیت فلسطینی ها، آدم کشی در عراق و کشورهای دیگر. اقدامات خشن و افراطی گروهک های افراطی وضعیتی را پدید آورده است که باید بگوییم سوگ انسانیت است و اختلافات در عراق و حتی فلسطین می تواند به نفع اسرائیل و داعش و ... باشد و ایران را نیز خطراتی تهدید می کند که باید با دوراندیشی و همبستگی بیشتر آنها را رفع کرد. تنگ کردن فضای سیاسی و اجتماعی برای نیروها و جریانات، ایجاد تفرقه و ... در کشوری که قومیت های مختلف دچار محرومیت در آن هستند و نیز گرایش های گوناگون موجود در آن عملی خلاف امنیت ملی دراز مدت است باید برای جلوگیری از بحران و بیرون آمدن از مشکلات بستری مناسب مورد اتفاق را پدید آورد و دولت را کمک کرد.
3- انجمن اسلامی دانشگاه های تهران و علوم پزشکی تهران انجمنی است مستقل و دلسوز نظام و مردم که احساس قرابت فکری و رویکردی با شما دارد و در دوران ریاست جمهوری شما با نشاط بیشتری فعالیت داشت. گفتمان اصلاحات در جامعه جایگاه مهمی دارد. نزدیک انتخابات گاهی صدای جداییها می شنویم و باید هوشیار بود که کاری نشود که شائبه انشعاب در اصلاحات به وجود آید، بخصوص که بعضی جریان ها می کوشند خود را به طور ویژه ای نزدیک با شما نشان دهند و از بعض واژه ها و اصطلاحات سوء استفاده کنند.
4- امید بزرگی با تشکیل دولت جدید ایجاد شد ولی بعضی مسائل از جمله ادامه حصر و حبس نیروهای مؤمن، سخت گیری ها و تعهد گیری های نابجا برای تحصیلات تکمیلی، احضار نیروها به دستگاه های امنیتی و قضایی و بعضی تلقی های نادرست نسبت به فعالیت زنان بخصوص ... می تواند امید را به یأس مبدل سازد که امیدوارم چنین نشود. و باز هم تکیه بر این که بعضی مباحث و فعالیت هایی که به سوی تفرقه می دهد در میان اصلاح طلبان می تواند موجب بدبینی جامعه و نیز سوء استفاده افراطیون شود.

منبع: http://www.khatami.ir/fa/news/1289.html



دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩۳

عرض زیاد!

کلمات کلیدی :سید خندان، علی جنتی، مولوی عبدالحمید

علی جنتی و تعدادی دیگر از مسئولان دولت روحانی، بلند شده اند رفته اند با سید محمد خاتمی دیدار کرده اند، و حالا یک سری که "می توانند در مجلس روی صندلی بنشینند"* ظاهرا مخالفت خود را با این کار اعلام کرده اند. از همینجا باید هم از آقای جنتی تشکر کرد، و هم البته یادآوری کرد که مهم کارهایی است که در عمل، برای رفع محدودیت ها و کوتاه کردن دست های به نفت آلوده از حوزه های کتابی و فیلمی و سایر موارد فرهنگی انجام می شود. خوب است که کارهای دوران خاتمی دوباره شروع شود، و امیدوارم حتی از آن سه ساله طلایی دوره اصلاحات هم بهتر بشود، وضع ِ امورات ِ فرهنگی ِ مملکت ِ همیشه‌پرورِ ایران.

*توضیح: اگر شک دارید که بعضی هایی که در مجلس هستند، فقط کسانی نیستند که "می توانند در مجلس روی صندلی بنشینند"، می توانید بهشان بگویید: نماینده.

ضمنا خبر خوب این روزها، آزادی چهارتن از مرزبانان کشورمان است. من که یادم رفته بود در زمان ریاست م.ا.نژاد هم 16 نفر از جوانان این سرزمین را گرفته بودند، و با بی‌تدبیری، جان آن جوانان، فدای اولدورم-قلدرم های دولتی ها شد.
ممنون از دولت تدبیر، که لااقل گاهی خبرهای خوب می دهد به ما مردم، و ممنون از مولوی عبدالحمید عزیز که باعث از دست نرفتن جان این چهار "سر"باز شد. امیدوارم که روزی تبریک بگوییم به برادران سنی عزیزمان برای تبلیغ و بحث آزادانه عقایدشان در همین مملکت. مطمئنم که اسلام و شیعه در آن روزگار -که آمدنش نزدیک باد- از برکت بحث آزادانه با سایر مذاهب اسلام و سایر ادیان و سایر تفکرات، هم پربارتر خواهد شد، هم صحیح تر.

در خاتمه، امیدوارم تلاطم های اقتصادی چند هفته و ماه آینده، به سلامت بگذرند و تبدیل شوند به دوران ثباتی که سالهاست ندیدیمش، و خدای نکرده نشود مصداق آن شعر اخوان که:
"سال‌ها زین پیش‌تر من نیز
خواستم کاین پوستین را نو کنم بنیاد
با هزاران آستین چرکین دیگر برکشیدم از جگر فریاد
«این مباد! آن باد»
ناگهان توفان بیرحمی سیه برخاست.
پوستینی کهنه دارم من
یادگار از روزگارانی غبار آلود
مانده میراث از نیاکانم مرا، این روزگار آلود..."

زیاده زیادتی نیست، و پوزش از زیاده گویی. شبمان، آرام.
امید و آمین.



جمعه ۱۸ امرداد ۱۳٩٢

در ستایش آزادی!

کلمات کلیدی :سید خندان، آزادی

اما نکته مهم این است که آزادی غیر از هم گسستگی و هرج و مرج است. آزادی هم چارچوب می‌خواهد. وقتی ما می‌گوییم آزادی، قبلا بر این نکته تفاهم و توافق کرده‌ایم که نظام جامعه ما در یک چارچوب باید شکل بگیرد، یعنی در چارچوب قانون اساسی. اصولا آزادی و قانون باهم ملازمند. آزادی بدون قانون یعنی هرج و مرج، قانون بدون آزادی یعنی استیلا و سلطه یک‌جانبه بر جامعه.
به همه دلسوزان انقلاب می گویم دفاع درست از دینداری و از انقلاب این است که بیاییم از پایگاه دین از آزادی دفاع کنیم.
برادران و خواهران! من به صراحت این اعتقاد خودم را بگویم که سرنوشت و وجهه اجتماعی دین در امروز و فردا در گرو این است که ما دین را به گونه‌ای ببینیم که با آزادی سازگار باشد. اگر شما به تاریخ بشر مراجعه کنید، خواهید دید که هرچه با آزادی مقابل شده است، لطمه دیده است حتی فضیلت‌های انسانی. دین اگر در مقابل آزادی قرار گرفته است لطمه خورده است.
دین و آزادی تاثیر متقابل عظیم بر همدیگر دارند. دین، آزادی را تثبیت و آن را به سوی اعتلای مادی و معنوی انسان هدایت می‌کند و آزادی چهره دین را دوست داشتنی و مانع از آن می‌شود که تعصب‌های ناروا و عادت‌ها و سلیقه‌ها به نام دین خود را بر جامعه تحمیل کند.
چیزی که می‌خواهم عرض کنم و مهم است این است که، وقتی می‌گوییم آزادی، یعنی آزادی مخالف، والا اگر همه کسانی که با قدرت هستند و با راه و کار قدرت و کسانی که سر قدرت هستند موافقند، آزاد باشد، اینکه آزادی نیست. آزادی یعنی آزادی مخالف، هنر یک حکومت این نیست که مخالف خود را از صحنه خارج کند. هنر حکومت این است که حتی فرد مخالف را وادار کند که در چارچوب قانون عمل کند.

سخنرانی سید محمد خاتمی در اولین سالگرد دوم خرداد.




+وقتی می‌گوییم آزادی، یعنی آزادی مخالف!



جمعه ۳۱ خرداد ۱۳٩٢

سید خندان ما: از هیچ کس سهم خواهی نداریم

کلمات کلیدی :سیاست و خیمه شب بازی، سید خندان

خاتمی دو روزپیش در دیدار با اعضای هیات رئیسه انجمن اسلامی دانشگاه تهران، حرف هایی زد و باز شخصیت والای و اصلاح‌اندیش خودش را نشان داد. دیروز در طولانی شدن اعلام تبریک خاتمی به روحانی، خبرگزاری شرق مطالبی نوشت و خواست تا از موقعیت پیش آمده به نفع خودشان استفاده کند و بنا به سابقه جریان های تندروی سنتی، چهره خاتمی را از نظر خودشان تخریب کنند. می توانید از لینک زیر، چیزهایی که "شرق" گفته را بخوانید:
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/224883/چرا-هنوز-خاتمی-و-اصلاح-طلبان-به-روحانی-تبریک-نگفته-اند

اما خاتمی امروز حرف های بسیار مهمی زد، که بسیار مهم است و به نظر من برای کسانی که تا حدودی در مواضع روحانی شک داشتند، اطمینان بخش است، مهم ترین فراز آن (به نظر من) اینجاست:

آقای دکتر روحانی امروز با رأی قاطع شما و به رغم فضای رسمی توانسته است رأی مردم را بگیرد و حرف ایشان درست است؛ امروز آقای دکتر روحانی رئیس جمهور همه کشور است؛ حتی همه آنهایی که به او رأی نداده اند. اصلا جای نگرانی نیست! رئیس جمهوری می خواهیم که رئیس جمهور همه باشد و البته باید از همه نیروهای کاردان، عاقل، توانا و مورد اطمینان از هر جناح باید استفاده کند. خدا را سپاسگزارم که اصلاح طلبی رشد و اخلاق خود را نشان داد و با تمام وجود در صحنه تأثیرگذار بود، از هیچ کس هم سهم خواهی نداریم؛ می خواهیم کشورمان پیشرفت کند. درست است که همه از حصر آقای موسوی، خانم رهنورد و آقای کروبی ناراحتیم و بسیاری از عزیزانمان در زندان هستند؛ اما همان زندانی ها در انتخابات شرکت کردند و مردم هم با وجود رنج هایی که کشیده بودند رأی دادند. از خدا می خواهیم که همه عزیزان آزاد شوند.

پیشنهاد می کنم متن کامل سخنان امروز خاتمی را از سایت رسمی او، بخوانید:
http://www.khatami.ir/fa/news/1181.html



جمعه ۳۱ خرداد ۱۳٩٢

عبرت از گذشته ها

کلمات کلیدی :سیاست و خیمه شب بازی، سید خندان

می خواستم این لینک را قبل از انتخابات بگذارم (زمانی که هنوز تصمیمم برای رای دادن قطعی نبود) اما بعد گفتم بگذارمش برای بعد...


+امیدوارم هرچه زودتر دوسید بزرگوارمان را دوباره در متن جامعه ببینیم... دل من یکی که، برای روزهایی که در فضا، روزنه ای وجود داشت، تنگ شده است... امیدوارم میرمان، رئیس جمهور دربندمان را زودتر ببینیم... و همه دیگر زندانیانی که برای گرفتن حقشان حتی نفس کشیدن را از خود دریغ کردند...

http://www.khatami.ir/fa/news/910.html



یکشنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩۱

ای شادی یاران بیا

کلمات کلیدی :سید خندان

http://kosoof.persiangig.com/video/khatamiw.swf

 

+این بار هم بیا، سید، با تکیه بر همان عهد پیشین!



یکشنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩۱

دعوتی از خاتمی...

کلمات کلیدی :سید خندان

دعوتی از خاتمی...
سیدابراهیم نبوی
آخرین مهره قدرتمند مردم در بازی «اصلاح» شمایید؛ قدرت نامزدی‌تان را باور کنید و بازی ایران‌سوزان را برهم بزنید.

جناب آقای خاتمی

روزهای دشواری پیش روی ماست. روزهای رنج، روزهای تلخی، روزهای بغض. در این روزها هرگز لحظه‌ای را که شما برای انتخابات دوره دوم ریاست جمهوری‌تان در سال ۱۳۸۰ ثبت نام کردید، فراموش نمی‌کنم. آن روزها مدت طولانی نبود که از زندان بیرون آمده بودم و تلخی آن را هنوز در کام داشتم. شما برای ثبت نام انتخاباتی آمدید، با بغض اعلام کردید که نامزد انتخابات شدید و رفتید. آن بغض را با همه وجودم احساس کردم و از آن حالاتی بود که بسیار دقیق و روشن معنی آن را فهمیدم. همان بغضی بود که صدها اصلاح‌طلب حامی شما وقتی درهای سلول انفرادی به رویشان قفل می‌شد در گلو داشتند. همان بغضی بود که صدها حامی شما وقتی در حسرت پدران و مادران و عزیزان زندانی اصلاح‌طلب‌شان فکر می‌کردند و می‌کنند در گلو دارند. همان بغضی که صدها اصلاح‌طلب تبعیدی وقتی مرزهای وطنی که چون جان دوستش دارند، پشت سر می‌گذارند و آخرین نگاه را می‌کنند و می‌روند تا به جدال برای اصلاح کشور ادامه دهند در گلو دارند. همان بغضی که ایرانیان وقتی به بی‌حرمتی نام ایران و ایرانیان که ناشی از ماجراجویی‌های گروه احمدی‌نژاد است مواجه می‌شوند در گلو دارند. همان بغض در گلو مانده مردمی که به دلیل سیاست‌های اقتصادی دولت بی‌لیاقت حاکم در مقایسه با هشت سال دولت خاتمی هر روز فقیرتر و فقیرتر می‌شوند و پدران و مادران دیگر پاسخگوی نیازهای روزمره زندگی معمول فرزندشان هم نیستند. این بغض هنوز در گلوی ماست. در گلوی میلیون‌ها ایرانی که برای حفظ جنبش اصلاح‌طلبی و برای بهبود کشور بهترین سال‌های عمرشان را در زندان گذراندند، از بهترین مردمانی که دوست داشتند جدا شدند، بی‌لیاقتی دولت را دیدند، یاوه‌های دولتمردان حاکم را هزار بار شنیدند و فقر و ناداری و ناامنی را شاهد بودند. بغض‌مان را فرو می‌خوریم به امید آن‌که خاتمی دوباره بیاید، امید و گرمی به اصلاح و بهبود زندگی مردم در جان‌مان بدمد و از سرمای کابوس نابودی سرزمین رهایمان کند.

آن بغض فروخورده را می‌شناسم و می‌دانم که چرا خاتمی وقتی می‌خواست بر صندلی ریاست بنشیند می‌گریست، همان صندلی که ده‌ها سیاستمدار ایرانی برای نشستن بر روی آن حاضرند نه فقط حیثیت و شخصیت خود را از دست بدهند، بلکه هیچ ابایی ندارند که همه اصول سیاسی و اخلاقی‌شان را زیرپا بگذارند و حتی حاضرند مانند احمدی نژاد حتی کشورشان را هم نابود کنند تا منافع حزبی و قبیله‌ای و گروهی‌شان را حفظ کنند. آن بغض ناشی از به قمار گذاشتن همه آن "بود"مان است و حالا باید به هوس قماری دیگر حیثیت و آبرو و هستی‌مان را داو بگذاریم. شرایط کشور چنان است که فرصت مجامله و تردید نیست.

آقای خاتمی عزیز!

شما بارها در تنش‌های گوناگون آرام ماندید. در روزهای دشوار جنبش سبز توانستید تعادل خود را چنان حفظ کنید که نه باجی به حکومت بدهید، نه بخاطر مردم و حامیان‌تان وارد حوزه‌های ممنوعه شوید، و همه این‌ها را کردید برای آن‌که در روز مبادا به یاری ملت و کشور بشتابید. و حالا روز مباداست. در تاریخ صد سال گذشته ایران هرگز تا این حد در معرض نابودی و ویرانی کامل نبوده است. شما امروز باید بار نجات کشور را به دوش بگیرید.

می‌دانم حتی تصور این‌که ویران‌خانه‌ای که ماجراجویی و بی‌لیاقتی دروغگویان قدرت‌طلب آن را به مرز انهدام رسانده، به هشت سال قبل یعنی همان روزی که از صندلی ریاست جمهوری پائین آمدید برسانید یک کابوس وحشت‌آفرین و کار سنگین و در عین حال بزرگ است. هر دولتی که بیاید تازه باید چهار سال مکافات و بدبختی بکشد تا با کاری سنگین و مداوم شاید موفق شود کشور را از فقر و بی‌عدالتی و دزدی و ناکارآمدی اقتصادی نجات دهد، تا مردمی را که در این سال‌ها به انحطاط و ویرانی اخلاق و منش و کردار دچار شده‌اند، به شرایط بهبود نزدیک کند، تا سایه شوم جنگ و تحریم اقتصادی را از بالای سر کشور کم‌رنگ کند، تا مدیرانی لایق و کارآمد را بر کارها بگمارد، تا فرهنگ و ادب و هنر مشرف به موت کشور را جانی تازه ببخشد.

می‌دانم که همه این‌ها در سایه آقایانی که منتظرند تا شما بر سر کار بیایید تا هر روز هزار مانع برای اصلاح کشور بتراشند چقدر دشوار است. می‌دانم که باری که باید از زمین بردارید هزار برابر دوم خرداد ۷۶ که برسر کار آمدید سنگین‌تر است و سرمایه کشور برای بازسازی ویرانه اقتصاد و سیاست و وضع اجتماعی ایران بسیار حقیرتر و کوچک‌تر.

می‌دانم که فضای عمل کردن در تنگنای ایران‌سوزان باند احمدی‌نژاد و تندروهای طرفدار حمله نظامی غرب دشوارتر از گذشته است و بیرون کشیدن اقتصاد ایران از حلقوم نظامیانی که اقتصاد ایران در گلوگاهشان گیر کرده است چقدر دشوار است، لقمه گلوگیری که هم اشتهای بلعیدنش را دارند و هم توان هضم آن را ندارند. می‌دانم که تصور این که پاسخگوی هزاران زندانی و متهم و به تبعید رفته بشوید چقدر دشوار و حتی ناممکن است.

همه اینها هست و آب رفته را به جوی بازگرداندن نه دشوار که محال اندر محال به نظر می‌رسد. اما مگر چاره‌ای هم جز این داریم؟ دیوانگانی به ضربتی سنگ زندگی ملت را به چاه انداختند، حالا صد عاقل کفایت نمی‌کند برای نجات این سرزمین و این میهن. کشور در خطر است و شما، و شاید فقط شما شانس آخرین نجات آن هستید. یادتان نرود که هزاران هزار یار وفادار شما منتظرند که در کنار شما بایستند و پیش و بیش از آن‌که در سودای مصائب گذشته باشند و به رنج و کینه سختی‌های خود فکر کنند، می‌خواهند بار ساختن کشور را به دوش بکشند تا از رنج مردمی که این همه درد و مصیبت حق‌شان نیست بکاهند.

آقای خاتمی!

از سکوتی که حاصل وحشت و ترس حاکم بر این سال‌هاست واهمه نکنید. این سکوت سرشار از ناگفته‌های در گلو مانده است. دوستداران آینده ایران منتظرند تا اشارتی از شما ببینند تا سرود همراه شو عزیز را بخوانند و همراه و بازو در بازو تلاش کنند تا کشور را از ویرانی نجات دهند. جمع عظیمی از مردمان کشور، جوانانی که کودکی‌شان را در دوره اصلاحات گذراندند، مردان و زنانی که تلخی گرفتار آمدن به مصیبت این سال‌ها قدر عافیت اصلاحات را به کام‌شان چشاند، منتظرند تا بی‌گله و گفت و ناله و طلبکاری، کار کنند و کار کنند و کارکنند تا ایران عزیز را از این وضع نجات دهند.

یادتان نرود که اگرچه هشت سال است دولت و حکومت جز بدگویی و زشت‌خویی در برابر شما نکردند ولی باز هم در هر نظرخواهی هنوز که هنوز است خاتمی ستاره محبوب عقل و دل مردمان است و این یعنی که بکوشید و بکوشیم تا کوه یخ تمدن ایرانی بیش از این آب نشود که در آتش افروخته دوستان بدتر از دشمن حاکم بر دین و دولت و جهانی که کینه دشنام‌های مداوم خردستیزان حاکم بر این سال‌ها را دارد یخ‌های دریای تمدن ایرانی را آب می‌کند و ادامه این وضع جز انحطاط فرهنگی و بیماری لاعلاج جامعه ایران نیست. ماجراجویی چون احمدی‌نژاد که فرهنگ و هنر ایرانی را ویران می‌کنند، نمی‌داند که ادب و فرهنگ ایرانی حاصل سه هزار سال کوشش ایرانیان است تا زبان و فرهنگ خود را تا امروز حفظ کنند. رئیس جمهوری که نه تاریخ ایران را ‌شناسد و نه فرهنگ ایران را می‌داند و نه برای فرهنگ و تمدن ایران احترامی قائل است.

آقای خاتمی!

شاید کسی به این فکر کند که حتی با فرض نامزدی شما، صلاحیت‌تان را رد کنند یا با مهندسی انتخابات رای حامیان شما را بدزدند، یا حتی ممکن است در یک مجادله واقعی میان شما و نامزدی دیگر، آنان برنده انتخابات شوند و به همین روند موجود ادامه دهند و کشور را نابود کنند. برخی معتقدند در چنین شرایطی باید اعتبار شما و اصلاح‌طلبان حفظ شود تا در زمانی دیگر از آن استفاده گردد. آن‌ها که چنین می‌اندیشند نه عمق فاجعه‌ای که در آنیم می‌دانند و نه به مسوولیت تاریخی خویش آگاهند. امروز ما زمانی برای از دست دادن نداریم. شما هم فرصت دیگری در آینده ندارید که بخواهید حیثیت و اعتبارتان را حفظ کنید. اگر ایران نابود شود حیثیت و اعتبار شما به چه دردتان می‌خورد و اعتبار اصلاح‌طلبان اگر بنا باشد کشور به دام ویرانی جنگ بیافتد، در خرابه‌های ایران و زیر شنی تانک‌ها و زیر بمباران جهان غرب چه دردی از ما را درمان می‌کند؟ از صدقه سر دولت بی‌کفایت و رهبران بی‌بصیرت فرصتی در آینده نیست که بخواهیم به آن فکر کنیم. روز مبادا اکنون است.

آقای خاتمی!

بهتر از ما می‌دانید که در انتخابات پیش رو نه «تحریم موفق» ممکن است، و نه بقیه نامزدهای احتمالی اصلاح‌طلب و میانه رو و حتی «محافظه‌کارِ توسعه‌گرا» شانس پیروزی در انتخابات را دارند. قاطبِه‌ی اصلاح‌طلبان که در این پانزده سال با همه وجودشان برای ایران تلاش کرده‌اند از شما می‌خواهند برای نجات ایران وارد عرصه شوید. ممکن است کسی گمان کند که آدم‌هایی چون من و ما در پی آن هستند که با آمدن شما موقعیت برای به قدرت رسیدن اصلاح‌طلبان و کاهش رنج و سختی زندانیان و در غربت ماندگان فراهم شود، اما چنین نیست. ما حاضریم حسرت دوری و دشواری را تحمل کنیم اما بدانیم کشور و مردم ایران از مصیبت امروز کمی خلاص می‌شوند.

مساله این نیست که شما اگر بیایید فرهنگ رشد می‌کند و آزادی افزون می‌گردد و آبروی کشور حفظ می‌شود، نه، مساله این‌ها نیست. این موجود رو به موت در فکر آرایه و زیبایی و موی و روی خوش فرهنگ و ادب نیست، کالبد میهن در حال ویرانی ناشی از فقر و گرسنگی و ناامنی و فساد است. شما نه برای زیبا شدن چهره کشور بلکه برای حفظ جان ایران باید بیایید. پس بیایید که اگر به موقع نیایید دیگر فردایی برای حسرت خوردن هم در پیش رو نیست. حکمرانان کنونی و ویران‌کنندگان ایران نه فعال ما یشاءاند و نه تنها مهره بازی سرنوشت ایران. آخرین مهره قدرتمند مردم در بازی «اصلاح» بدون ناامنی و ویرانی و رنج بیشتر شمایید. قدرت نامزدی‌تان را باور کنید و بازی ایران‌سوزان را بر هم بزنید. جنبش و اصلاحات پیشکش، برای ایران و هفتاد میلیون ایرانی گوشت و پوست و خون‌دار بیایید. با این روند، بعدا اگر دیر نباشد، شرایط سخت‌تر است و جبران پرهزینه‌تر. از آینده‌ی ایران و سوختن یک نسل بترسید، نه از نامزدی. ‌

با احترام

ابراهیم نبوی، بیستم اسفند ۱۳۹۱

 

+ای ابر خوش باران بیا وی مستی یاران بیا...

مستان سلامت می‌کنند...


یکشنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩۱

مستان سلامت می کنند

کلمات کلیدی :شعر، مولوی، سید خندان

رندان سلامت می کنند جان را غلامت می کنند
مستی ز جامت می کنند مستان سلامت می کنند
:
:
:
ای ابر خوش باران بیا وی مستی یاران بیا
وی شاه طراران بیا مستان سلامت می کنند
:
:
:
آن جا که یک باخویش نیست یک مست آن جا بیش نیست
آن جا طریق و کیش نیست مستان سلامت می کنند
:
:
:
آن دام آدم را بگو آن جان و همدم را بگو
وان سر خضرا را بگو مستان سلامت می کنند



یکشنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩۱

ائتلاف برای صلح!

کلمات کلیدی :سید خندان، رومن رولان، جان شیفته

برای رسیدن به یک زندگی امن و امیدبخش بیایید به جای ائتلاف برای جنگ برای صلح ائتلاف کنیم.
محمد خاتمی- سخنرانی در سازمان ملل

+ چه دلنشین بود از زبان یک "سیاست‌مدار" حرف آزادی، صلح و ادبیات شنیدن- و دلنشین تر از آن این بود که ببینی سید، دارد تلاش خودش را می کند.
+ این جمله خاتمی همیشه من رو یاد یکی از شخصیت های جانِ شیفته می ندازه، که در زمان جنگ جهانی اول در فرانسه، می گه برای آتش بس تلاش نکنین، برای صلحی که تلاش کنین که لااقل تا سه نسل بعد از ما، پایدار باشه...
+ زیرکی را گفتم این احوال بین، خندید و مرد!



 

مجله