شارژ ایرانسل

فال حافظ


سه‌شنبه ٧ دی ۱۳۸٩
ن : م.رجبی

"بنشینم و صبر پیش گیرم/دنباله کار خویش گیرم" با "؟" و "!" و "."

کلمات کلیدی :

مسلما، بهترین ترجیع بند فارسی و یکی از بهترین شعرهای زبان فارسی، ترجیع بند معروف جناب سعدی ست، که بیت ترجیع، در هر بند،‌ معنای متفاوتی دارد:

(سه نقطه ها به علامت جاافتادن یک یا چند بیت هستند.)

 

ای سرو بلند قامت دوست------------------وه وه که شمایلت چه نیکوست

در پای لطافت تو میراد---------------------هر سرو سهی که بر لب جوست

نازک بدنی که می نگنجد----------------در زیر قبا چو غنچه در پوست...

من بنده لعبتان سیمین----------------------آخر دل آدمی نه از روست

بسیار ملامتم بکردند-------------------کاندر پی او مرو که بدخوست

ای سخت دلان سست پیمان---------------این شرط وفا بودکه بی دوست

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

...

از پیش تو راه رفتنم نیست-------------همچون مگس از برابر قند...

افتادم و مصلحت چنین بود-----------------بی بند نگیرد آدمی پند

مستوجب این و بیش از اینم-------------باشد که چو مردم خردمند

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

...

اندام تو خود حریر چینست----------------------دیگر چه کنی قبای اطلس؟

من در همه قول ها فصیحم-----------------------در وصف شمایل تو اخرس

جان در قدمت نهم ولیکن---------------------ترسم ننهی تو پای بر خس...

من بعد مکن چنان کزین پیش-----------------ورنه به خدا که من ازین پس

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

...

از روی تو ماه آسمان را-----------------------شرم آمد و شد هلال باریک...

دردا که به خیره عمر بگذشت--------------------ای دل تو مرا نمی گذاریک

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

چشمی که نظر نگه ندارد------------------------بس فتنه که با سر دل آرد

آهوی کمند زلف خوبان--------------------------خود را به هلاک می سپارد

فریاد ز دست نقش فریاد-------------------وان دست که نقش می نگارد...

نالیدن عاشقان دلسوز-----------------ناپخته مجاز می شمارد...

خاری چه بود به پای مشتاق؟------------------تیغیش بران که سر نخارد...

من خود نه به اختیار خویشم------------------------گر دست ز دامنم بدارد

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

بعد از طلب تو در سرم نیست---------------غیر از تو به خاطر اندرم نیست

ره می ندهی که پیشت آید---------------وز پیش تو ره که بگذرم نیست...

گویند بکوش تا بیابی--------------می کوشم و بخت یاورم نیست...

فکرم به همان جهان بگردید----------------------وزگوشه صبر بهترم نیست

با بخت جدل نمی توان کرد--------------------اکنون که طریق دیگرم نیست

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

ای سیم تن سیاه گیسو---------------------------کز فکر سرم سپید کردی

بسیار سیه سپید کردست-----------------------------دوران سپهر لاجوردی

صلحست میان کفر و اسلام----------------با ما تو هنوز در نبردی...

با درد توام خوشم ازیراک----------------هم دردی و هم دوای دردی

گفتی که صبور باش، هیهات--------------دل موضع صبر بود و بردی

هم چاره تحملست و تسلیم-------------ورنه به کدام جهد و مردی

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

بگذشت و نگه نکرد با من----------------درپای کشان ز کبر دامن

دو نرگس مست نیم خوابش---------------در پیش و به حسرت از قفا من...

بسیار کسان که جان شیرین--------------در پای تو ریزد اولا من...

گویندم ازو نظر بپرهیز-------------------پرهیز ندانم از قضا من

هرگز نشنیده ام که یاری------------------بی یار صبور بود تا من

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

...

بی ما تو به سر بری همه عمر----------------من بی تو گمان مبر که یکدم

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

گل را مبرید پیش من نام----------------------با حسن وجود آن گل اندام

انگشت نمای خلق بودیم----------------مانند هلال از آن مه تام...

من بی تو نه راضیم ولیکن---------------چون کام نمی دهی به ناکام

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

ای زلف تو هر خمی کمندی-------------------چشمت بکرشمه چشم بندی

مخرام بدین صفت مبادا-------------کز چشم بدت رسد گزندی...

یا چهره بپوش یا بسوزان----------------بر روی چو آتشت بسوزان...

تلخست دهان عیشم از صبر---------------این تُنگِ شکر بیار قندی

ای سرو به قامتش چه مانی؟------------------زیباست ولی نه هر بلندی...

یک چند به خیره عمر بگذشت------------------من بعد بر آن سرم که چندی

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

...

چون در تو نمی توان رسیدن------------------به زان نبود که تا توانم

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

آن برگ گلست یا بناگوش---------------یا سبزه به گرد چشمه نوش

دست چو منی قیامه باشد-------------با قامت چون تویی در آغوش

من ماه ندیده ام کله دار--------------من سرو ندیده ام قباپوش...

تا جهد بود به جان بکوشم------------وانگه به ضرورت از بن گوش

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

...

زانگه که برفتی از کنارم-----------صبر از دل ریش گفت رفتم

می رفت و به کبر و ناز می گفت------بی ما چه کنی؟ به لابه گفتم

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

...

نه قدرت با تو بودنم هست-------------------------نه طاقت آن که در فراقت

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

آوخ که چو روزگار برگشت----------------------از من دل و صبر و یار برگشت

برگشتن ما ضرورتی بود----------------------و آن شوخ به اختیار برگشت...

بیچارگیست چاره عشق----------------------دانی چه کنم چو یار برگشت؟

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

...

کس با رخ تو نباخت اسبی-------------تا جان چو پیاده در نینداخت

نومید نیم که چشم لطفی------------------------بر من فکند، وگر نینداخت

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

ای بر تو قبای حسن چالاک----------------------صد پیرهن از محبتت چاک

پیشت به تواضعست گویی--------------------------افتادن آفتاب بر خاک...

اول دل برده باز پس ده--------------------------تا دست بدارمت ز فتراک...

پای طلب از روش فروماند---------------------می بینم و حیله نیست الاک

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

 



 

مجله