شارژ ایرانسل

فال حافظ


چهارشنبه ۱٤ مهر ۱۳۸٩
ن : م.رجبی

بازی با برزیل، پیش به سوی حرفه ای شدن؟

کلمات کلیدی :

تیم ملی فوتبال ایران، از زمان بازگشت از جام جهانی 2006 آلمان تاکنون کاری که کرده است یا درجا زدن بوده و یا پسرفت کردن. بعد از آن جام جهانی، بازی های جام ملت های آسیا را داشتیم و هرچند ایران آن جا تا حدودی نتیجه گرفت، ولی بازی هایی که به نمایش گذاشت، از افتضاح هم بدتر بود. در آن روزها هیچ نظم و هماهنگی ای بین بازیکنان دیده نمی شود و اثری از مهاجمان و هافبک های پرقدرت ایرانی، که در روزهای کودکی و نوجوانی شاهد بازیشان بودیم، نبود، کسی مانند علی دایی که نه تنها در ایران مشهور بود، بلکه در بایرن مونیخ هم مشهور و هم محبوب بود و به تیم های بزرگ آن روزها، مانند آث میلان، در مهم ترین رقابت فوتبالی دنیا پس از جام جهانی، یعنی رقابت های جام باشگاه های اروپا، گلزنی می کرد.

بعد از بازی های آسیایی، نه تیم ملی حدود یک سال، سرمربی داشت و نه فدراسیون فوتبال کشور، رئیس. بعد از آن، کفاشیان رئیس شد و علی دایی هم سرمربی، سرمربی گری که برایش خیلی زود بود. چندبازی اول مقدماتی جام جهانی، بد بازی نکردیم، ولی بااین حال هنوز هیچ مهاجمی پس از رفتن علی دایی از تیم ملی به عنوان بازیکن، نتوانسته بود گلزنی کند. در آن روزها، به نظر بیشتر شبیه بیمار سرماخورده ای بودیم که از علائم بیماری، فقط آبریزش بینی اش معلوم است، تا این که در بازی با عربستان بیماری تیم ملی عود کرد و بازی دو هیچ برده را سه به دو باختیم. بعد از آن علی دایی، که به زعم همه عاقلان، باید تا آخر مسابقات می ماند تا لااقل یکدستی تیمی که دایی ساخته بود بر هم نخورد و در پایان هم معلوم باشد کی چه قدر تقصیر کار است، دایی برکنار می شود و به جایش کسی می آید که از فوتبال، فقط فحش دادنش را بلد است، و به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال ایران، از کلماتی استفاده می کند که بیشتر نشان دهنده فرهنگ ضعیف و مبتذل خودش هست. آقای مایلی کهن با کارهایی که کرد (و متاسفانه هنوز هم ادامه دارد) نشان داد که بی ادبی و بی فرهنگی در فوتبال ما کاملا جا افتاده و سیب فوتبال ما، تا عمق کرمو هست.

به هر حال، دوران دوم سرمربی گری مایلی کهن در تیم ملی، دوامی نداشت و حتی به یک بازی هم نرسید. بعد از او، قطبی آمد که دو کره را مثل کف دستش می شناخت و نتیجه آن شد که همه می دانند: عدم راه یابی به مسابقات جام جهانی؛ تورنمنتی که فقط میدان مسابقات فوتبال نیست، بلکه جایی ست برای عرضه فرهنگ و تمدن کشورهای کم تر شناخته شده، آشنا کردن مردم با کشور، و جایی که کمترین امکانش این است که ورزش فوتبال را بدون کمک ملیاردها تومان پول، پیشرفتی سریع و عمیق خواهد داد...

بعد از مسابقات جام جهانی که ایران در آن حضور نداشت، مسابقات غرب آسیا را داشتیم که یک شنبه ای که گذشت تمام شد و در آن جا ایران که قوی ترین و آماده ترین تیم این مسابقات بود، از کویت در فینال، دو به هیچ باخت و...

اما مهم ترین آزمون برای تیم ملی در دوران پس از انقلاب، بازی با پرافتخار ترین تیم جهان، یعنی برزیل است. البته فراموش نمی کنیم که این اتفاقی که با کمک اسپانسرها و ایجنت های مختلف و با صرف چه پول هایی به عنوان دیدار دوستانه قرار است برگزار شود، در صورت راهیابی ما به جام جهانی، به صورت رایگان انجام می شد. (کره شمالی در جام جهانی با برزیل و پرتقال هم گروه بود و ایران به جای کره شمالی قرار می گرفت اگر آخرین بازی مقدماتی را از دست نداده بودیم.) ولی با اینحال، همین دیدار دوستانه هم خیلی خوب و بلکه هم عالی ست. ایرانی ها الآن بازی ای را در پیش دارند که اگر بتوانند سربلند از آن بیرون بیایند و در بازی کسب تجربه کنند، مسلما جهشی بزرگ برداشته اند به سوی حرفه ای شدن...



 

مجله