شارژ ایرانسل

فال حافظ


یکشنبه ٥ مهر ۱۳٩٤
ن : م.رجبی

سخنی در مورد حج 94

کلمات کلیدی :نوشته های من، حج، سیاست و خیمه شب بازی

حضرت حافظ، در آن سال‌ها که ظاهرا آن وقت‌ها نیز آب خوش از گلوی کسی پایین نمی‌رفته، فرموده که: «نازها زان نرگس مستانه‌اش باید کشید/ این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش.»

البته من با خبر نیستم که «آن جعد و کاکل» برای خواجه‌ی شیراز چه بوده؟ آیا سخن از مفاهیم عمیق عرفانی در کار است یا عشق پرشور انسانی، اما می‌دانم که برای «زندگی‌کردن» در این روزگار باید حسابی ناز کشید و منت‌دار بود از هرکس که تکیه بر جایی و مقامی زده است.

همه کم و بیش مطلع‌اند از آنچه در حج امسال پیش آمده است. دو حادثه‌ی خونین، که بدون شک می‌شد از هر دو جلوگیری کرد تا لااقل آمار تلفات یک مراسمی که بیش از هزار سال است دارد برگزار می‌شود اینقدر اسف‌بار نباشد. این میان، از نظر من خود حادثه اهمیت کمتری دارد چرا که معلول سلسله‌ای از شرایط است که شاید بشود تنها عامل آن را اولویت پول بر هر چیز دیگر دانست.

از نظر من، حادثه سال‌ها پیش اتفاق افتاده است. آن زمان که از اقتدار شیعه و ایرانی و بالطبع شأن وی در این مراسم آن‌قدر کاسته شده که با وجود همه‌ی دلارها و ریال‌ها و «خمینی‌»‌هایی که حجاج ایرانی به پای تاجران عربستانی و کشور عربستان ریخته‌اند، در درجه‌ی سوم رتبه‌بندی حجاج قرار گرفته‌اند. کافی است بروید و پای صحبت مردمانی بنشینید که از حج برگشته‌اند. بدترین هتل‌ها، بدترین شرایط و از هرچیزی بدترش را به ایران می‌دهند و تازه آن هم با کلی منت، و با انتظارهای چندین و چند ساله.

حادثه‌ی منا، در حج 94 اتفاق نیافتاده است. این حادثه ریشه در سال‌های گذشته دارد که هر روز ایرانی و شیعه از نظر مسئولین عربی سعودی پست‌تر شد و آنها که جیب‌شان مملو از پول همین حجاج بود، بی‌هیچ پنهان‌داشتی جار می‌زدند که شیعه زندیق است و شیعه‌گری کفر، و بی‌راه نیست که می‌گویند که حکومت اسلامی داعش برآمده از همین تفکر است. در این سالها، مسئولین ایرانی، چشم‌ روی هم گذاشتند. نه اینکه بی‌خبر باشند از مسیرهای بدی که برای حجاج ایرانی در نظر گرفته‌اند، نه اینکه ندانند هتل‌هایی در اختیار مسافرین گذاشته می‌شود که گاه سرویس‌های بهداشتی مناسبی هم ندارند... نه. رنگ سرمایه و بوی پول،‌ این بار هم قوی‌تر از آن بود که در تمام این سال‌ّها یک نفر مسئول ایرانی شرایط بد ایرانی و شیعه برایش مهم باشد. در تمام این سال‌ّها فقط مشاهده کردند و اگر چیزی هم بود در بدبودن و قلابی‌بودن و همین حرف‌هایی بود که در مذمت آل سعود و وهابیت زده می‌شد، بی‌آنکه یک لحظه توجه کنند که «به عمل کار برآید، به سخندانی نیست».

حادثه‌ی منا، کم‌کم شکل گرفت. با پول‌هایی که هرساله به جیب همین آل سعود بد و مذموم سرازیر شد و سرریز آن هم رفت به جیب مسئولین ایرانی. پول‌هایی که ملت ایران می‌دادند تا بروند و تحقیر شوند.

این همه برای چه؟ من به هیچ‌وجه منکر این نیستم که حج یکی از فرائض اسلامی است و واجب است و حتا اگر با تفکر و با درک منطقی که در ورای آن است (که می‌توان در کتاب «میعاد با ابراهیم» شریعتی دید) انجام شود چه فواید انسانی فردی و اجتماعی بی‌نظیری دارد، اما این همه به چه قیمت؟ مگر آبروی و عزت و اقتدار ما مهم نیست؟ ایرانی بودن ما به کنار، مگر ادعای شیعه بودن نداریم؟ مگر بزرگ‌ترین کشور شیعه‌ی دنیا نیستیم و مگر نه آنکه سعودی این همه از ایرانی نفرت دارد چون شیعه است؟ پس چرا این همه، هیچ برایمان مهم نیست. انگار نه انگار.

حادثه‌ی منا، حادثه نبوده است. چرا در سایر این مسیرها اتفاق نیافتاده است؟ چرا فقط باید مسیر «حجاج درجه 3» بسته شود؟ چرا ایرانی باید در درجه‌بندی 3 قرار داشته باشد؟ و اصلا چرا باید در مراسم حجی که مهم‌ترین هدفش وحدت است، رتبه‌بندی وجود داشته باشد؟ این نه بدان معناست که شرکت در چنین حجی از اساس زیر سؤال است و باید چنین مراسم تحریف‌شده‌ای را تحریم کرد تا شرایط تغییر کند و هر مسلمانی به یک‌سان و برابر از امکانات حج بهره‌مند شود؟

نه‌خیر! اگر مراسم تحریم شود پس تکلیف پول‌ها چه می‌شود؟ همه‌ی پول حج برسد به دیگران و نه به مسئولین ایران؟ پس ایران به جای اینکه پس از این همه سال تحقیر حرف از تحریم بزند، می‌گوید ما هم را وارد مدیریت حج کنید. حتا حرف‌زدن از تحریم حج فقط برای تهدید نیز در میان نیست.

ظاهرا یکی از مفتی‌های عربستان گفته است که این حادثه تقدیر الهی بوده است. خب بله، چه انتظاری می‌شود داشت. تفکر حکومتی و نگاه از بالا به پایین مسئولین، آنقدر گستاخشان کرده است که می‌گویند تقدیر الهی بوده است و من یاد آن وزیر راه آن رئیس سابق دولت می‌افتم که وقتی گفتند هواپیمایی سقوط کرده و عده‌ای مرده‌اند، گفت بگذارید کنار آنهایی که در جاده‌ها می‌میرند.

آری، این چنین است برادران و خواهران. لطفا این عدد 136 کشته‌ی منا (تا به حال، که مسلما بیشتر می‌شود) را بگذارید کنار 6 هزار و 916 نفری که در سال 93 در تصادفات مردند، بگذارید کنار دو برابر عدد تصادفات رانندگی که به خاطر سرطان می‌میرند، بگذارید کنار کسانی که به خاطر ایمن نبودن شرایط کاری‌شان می‌میرند، بگذارید کنار کسانی که به خاطر مصرف بی‌کیفیت‌ترین مواد غذایی و استشمام یکی از بدترین هواهای دنیا دچار امراض مختلف شده و می‌میرند... آری، هیچ‌یک از این‌ها، سوءمدیریت نیست و همه تقدیر الهی است. اما خدا نکند که جایی بشنوید جایی در ژاپن یک زلزله‌ای به بزرگی 9 ریشتر رخ داد و مسئولین ژاپنی خسارات آن را (که آسیب به خانه‌ها و نیروگاه هسته‌ای و مجروح‌شدن عده‌ای بود) ناشی از ضعف مدیریت خود دانستند.

این حوادث، ربطی به نگاه دینی و غیردینی ندارد البته، بلکه مربوط می‌شود به تفاوتی که میان نگاه از بالا به پایین و پایین به بالای وجود دارد. مربوط می‌شود به اینکه ژاپن مدیریت منطقی و اصولی را یادگرفته، و عدم‌مدیریت درست و اصولی وجه اشتراک مسئولین ایرانی و سعودی است با تمام اختلافاتی که آنها با یکدیگر دارند.

و اینگونه شد که نازها از نرگس چشم این زمانه باید کشید تا بتوان به جعد و کاکل زنده‌بودن (نه زندگی‌کردن) دست‌ یافت.

والسلام.



 

مجله