شارژ ایرانسل

فال حافظ


پنجشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩۳
ن : م.رجبی

شیئ ارزشی

کلمات کلیدی :مطایبات فل‌سفیه، نوشته های من

گاهی چراغ ناامیدی آن قدر پرنور است، که چشمانت را کور می کند. البته در حال عادی نیز این چراغ، چشم را آزار می دهد، ولی گاهی کور می کند. آن لحظه ها، دلت می خواست می توانستی چشمانت را ببندی. اما نه. با گیره ای پلک چشمانت را بالا نگه داشته اند و تنها راه رهایی از آن ها، بسته شدن همیشگی شان است. کور هم بشود باید باز بماند. باید یک سفیدی عمیق را ببینی، چون «کوری»، و باید تحمل کنی.

چه می شود گفت. چه می شود کرد. دل، را باید خوش کرد به چیزهایی که دم دستت پهن می کنند. جنسی را در این دنیا به ده برابر قیمت به تو می اندازند و می گویند ارزان تر از آن جایی گیر نمی آوردی. خر که نیستم الاغ. می فهمم این چیزی که به من می دهی، آن قدر ارزان است، که اگر به قیمت می فروختی، صدتایش را با همین مبلغ می بردم. اما آن قدر گران می فروشند که خیلی هایمان باورمان می شود آن چیز گران، خوب هم هست.

ساده لوحیم یک زمانی. زود گول می خوریم از خوب بودن چیزها. گول پوسته شان را می خوریم. گول چراغ نئونی ای که آویزان است از سقف دنیا. فکر می کنیم جنسی را خریده ایم که سالها دنبالش بوده ایم. و هربار می بینیم که اساسا چیزی نیست که می خواستیم، و جرات اعلامش را هم نداریم، خیلی هایمان.

ساده لوحیم یک زمانی، و بعد شکاک می شویم. به عالم و آدم بند می کنیم. هیچ کس را قبول نمی کنیم. اهل از وسط راه رفتن نیستیم. یا از این لبه، یا از آن لبه. یک نفر را یک زمانی تا حد تقدس می بردیم بالا، و بعد از آن تا حد توحش می آوریم پایین. حتی یک نفر را هم نه. یک چیز، یک موجود، یک کتاب.

ساده لوحی بیش از حدمان، کار را می رساند به شکاکیت بیش از حد. دیگر باور نمی کنیم که چیز خوبی هم وجود دارد. دیگر باور نمی کنیم که جنس اعلایی هم هست و تنها چیزی که فرق نمی کند، این است که ما اشتباه نمی کنیم. که همه مقصر بوده اند به جز ما. که «چاره»ای نداشتیم جز «تحمل».

شاید، اگر خوش شانس باشید، در بازار مکاره دنیا، در آن شلوغی یک بار نگاهتان بیفتد به پسرک دست فروشی که تنها، آن کنار ایستاده و شعر پخش می کند بی آنکه تبلیغ کند، یا دخترکی که غزل به دست، ایستاده و منتظر است تا تقدیمتان کند یک عالمه نور و روشنایی را. اگر خوش شانس باشید، و اگر خوشبخت، نگاه این پسر یا دختر با نگاهتان گره می خورد و تنها شیئ ارزشی این بازار را پیدا می کنید. آن روز، نزدیک باد.

بامداد پنج شنبه دهم ماه مهر هزاروسیصدونودوسه



 

مجله