شارژ ایرانسل

فال حافظ


یکشنبه ٦ مهر ۱۳٩۳
ن : م.رجبی

گردونه عمر، باز از سر گرفت چرخیدنش را

کلمات کلیدی :شعر، شر های من، مطایبات فل‌سفیه، نوشته های من

همیشه، هراسی عمیق هست از رسیدن سال‌روز تولد. 364 روز سال می گردند تا برسند به آن روز، و بعد ببینی چه کرده ای. و همیشه افسوس از نکرده ها بیشتر است. فیلم هایی که همچنان دیده نشدند، کتاب هایی که خوانده نشدند، مکان هایی که نرفتی و آدم هایی که ندیدی. سال به سال اضافه می شود، و موها جوگندمی تر، و روح خسته تر و می مانی که این همه خالی بودن از کجاست. سال به سال اضافه شده، و تو تنها کشیده ای بار خردکننده هستی و زمان را، بی جرأت آن که رها کنی این بار را.

همیشه، هراس است و تردید در پنج مهر برای من. هراس از اینکه سال های در پی، طولانی باشند و به این شکل. هراس از اینکه در این جامعه که پوستش مدام و سال به سال دارد عوض می شود، باطن فاسد چند هزارساله اش همچنان باقی باشد، در سال های پس از این. هراس از اینکه آن قدر کوچک باشد نقش تو در زندگی خودت، که سرنوشت ماجرای گذشته تا حال را بر سرت بیاورد در سفر حال به آینده.
تردید است و تردید درد دارد. درد از اینکه روزگار بی مروت، در کار آماده کردن بساطی باشد که تلخ بخندد به تو.

امسال اما دلم شادتر است از هر سالی پیش از این. شاید دلیلش نبود آن کسی است که هشت سال تحقیرمان کرد. شاید دیدن و آشنا شدن با آدم هایی است که در این روزگار همچون معجزه به نظر می رسند. شاید آشنایی های اتفاقی است که با یک چیز ساده شروع می شود و دنیایت را روشن می کند و می گذارد لحظاتی از روز را با آشامیدن نور بگذرانی، نوری به روشنایی یک شعر ناب، و به آرامبخشی یک غزل.

هرچه هست یا نیست، این است که سال از روزی که شروع می شود دیگرگون است. روزها شروع می کنند به حول عددی جدید چرخیدن، لیست ها به‌روز می شوند و رسیدن به نقطه پایان نزدیک تر به نظر می رسد و شاید بشود مخدر بی توجهی را با محرک لذت بدل زد. شاید، و به هر حال، گاهی تغییر هم می تواند مفید باشد، حتی برای متولد پنج مهر.



 

مجله