شارژ ایرانسل

فال حافظ


شنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩۳
ن : م.رجبی

یاران مهربان خرداد و تیر ١٣٩٣

کلمات کلیدی :یاران مهربان، سیاره کتاب

کتاب های خوبی که در خرداد و تیر ١٣٩٣ خواندم.

 

عنوان کتاب ها و یادداشت کوتاهی برای هرکدام، در ادامه مطلب است.


چاه بابل

نوشته رضا قاسمی

در ریویوی همنوایی شبانه ارکستر چوب ها، کتاب دیگر این نویسنده هم گفتم، خیلی خیلی خوب است که ما داستان خوان ها، گاهی هم یک رمان ایرانی واقعا خوب بخوانیم. راستش، این امکان خیلی دست نمی دهد، و اکثرا که سراغ یک رمان ایرانی می رویم، پشیمان می شویم از وقتی که گذاشته ایم.
اما، همیشه باید حساب بعضی از نویسنده ها جدا کرد. محمود دولت آبادی و احمد محمود، برایم جزء کسانی هستند که حسابشان جداست. می دانی وقتی به نشستن یکی از کتاب هایشان می نشینی، راضی راضی خواهی بود، و جدیدا باید یک اسم دیگر هم اضافه کنم: رضا قاسمی.

کتاب چاه بابل، کمی سخت شروع می شود. که البته چندان اشکال ندارد چون فکر کنم تا به حال کتاب هایی که از همان اول عالی یا حتی خوب شروع شوند، خیلی خیلی کم دیده ام. تا صفحه 30 حدودا، کتاب هنوز دارد استارت می خورد و از لحظه ای که کتاب در سیر خودش می افتد، مانند این است که سوار بر یک ترن در شهربازی شده اید: بالا می رود، پایین می رود، پیچ می خورد و رفته رفته هم سرعتش آن قدر زیاد می شود که گاهی باید چشمانتان را ببندید تا کمی از سرعت این ترن کم کنید.

چاه بابل، از سیاست و تاریخ و اسطوره و خیلی چیزهای دیگر می گوید، اما نکته اینجاست که همه اینها، دور عشق چرخ می خورد... عشقی که هنوز دیریاب است و زودگذر.

+ متاسفانه این کتاب در کتاب اجازه انتشار ندارد و دوسط دست فروش های خیابان انقلاب تهران فروخته می شود. نویسنده تاکید کرده است بر اینکه کتاب از این طریق تهیه نشود، بلکه به سایت خود نویسنده مراجعه کنید، و آنجا با ایمیل زدن به نشر باران برای تهیه و خرید کتاب اقدام کنید.

http://www.rezaghassemi.com/chahe_babel_roman.htm

 

سگ سالی

نوشته بلقیس سلیمانی

در واقع، همه در خطر این هستیم که به چیزی، از سر نفهمی، وابسته شویم، و زندگی مان را در راهش تباه کنیم... و وقتی که به گذشته نگاه کنیم، از تهی بودنش، دیوانه شویم.

سگ سالی، داستانی تلخ است ولی بسیار محتمل. شاید به این شکل برای کمتر کسی اتفاق بیافتد، اما برای همه مان ممکن است اتفاق بیافتد. بسیار هم ممکن است.

 

بازمانده روز

نوشته کازو ایشی گورو

ترجمه نجف دریابندری

(متن زیر ممکن است مقداری از داستان را لو دهد)

داستان، مرا یاد بحثی انداخت که روزی با یکی از دوستان عزیز داشتیم. یک روز که گفته بود به برداشت خاصی از آنارشی اعتقاد دارد، در پاسخ به سوال ما (چون مشخص است که لفظ آنارشی، دلهره آور است)، گفت آنارشی یعنی اینکه هرکس در جامعه کار خودش را بکند. اینکه در یک جامعه ایده آل از نظر آنارشیست ها، همه افراد جامعه تخصصی را بسته به علاقه شان می آموزند، و بعد این تخصص را به جامعه ارائه می دهند، بدون اینکه دولت یا حکومتی باشد که نقش واسطه را بازی کند.
در این داستان هم، پیش خدمتی را می بینیم که تمام هم و غم‌اش خدمت است، و خودش را تنها و تنها وقف این کار کرده است. پس چندان بعید نیست که در مطالبی که به حوزه کاری او مربوط نیست دخالت نمی کند حتی زمانی که شاید حیثیت آینده اربابش در خطر باشد، که سعی می کند بین او و سرخدمت کار زن خانه هیچ گونه رابطه احساسی به وجود نیاید -هرچند که در عمل این احساس به وجود می آید، بدون اینکه او آگاه باشد.
داستان، داستان مردی است که مشخصا گذشته اش برایش مساله شده است. مدام به آن وقت های خوب و رویایی برمی گردد. مدام یاد لرد دارلینگتون را زنده می کند. مدام می خواهد تشخص‌ را معنا کند، و مدام می خواهد غیرمستقیم نشان دهد که او هم چندزمانی تشخص داشته است.

نویسنده، باه این سبکِ عجیبِ سیال بودن در گذشته و حال، با سرزدن های مدام و بی ربط میان این دو زمان ما را به پیش می برد. خوب که دقت کنیم، می بینیم که خیلی جاها، حتی حالی هم در کار نیست. همان حال هم، در نظر آقای استیونز ما، گذشته است، هرچند گذشته ای نزدیک. نویسنده، به این شکل ما را جلو می برد، جلو می برد، گاهی حتی، کسلمان می کند، تا برسد به سه چهار صفحه آخر کتاب: آنچه از روز باقی مانده مهم است و باید "بازمانده روز" را دریافت.

 

تنهایی پر هیاهو

نوشته بهومیل هرابال

ترجمه پرویز دوایی

راجع به کتابی که زندگی ماست، چه می شود گفت؟ لااقل به این زودی ها نمی توانم احساسم از خواندن این کتاب، و کلمات زنده اش را با کلمات بیان کنم.

 

سپید دندان

نوشته جک لندن

ترجمه محمد قاضی

شاید فکر کنید کتاب خوبی نیست. شاید فکر کنید کارتون یا فیلمش را دیده اید (آن کارتون بد را به خصوص که همه طبیعت و جانداربودنش را که یکی از نکات فوق العاده کتاب است از بین برده بود) و فکر کنید که داستان سپید دندان را می دانید، و نیازی به خواندن این دویست و خرده ای صفحه نیست... من هم کمی این طوری فکر می کردم. اما چون همیشه میل به خواندن برای من قوی تر است، و یک نسخه خوب از این کتاب را پیدا کرده بودم، شروع کردم به خواندنش.

از همان ابتدا، با داستانی روبه رو می شوید که بسیار جذاب است و تا انتهای کار با جناب جک لندن و روایت انسانی اش از حیات وحش همراه خواهید بود.

 

یک ماه در دهکده: کمدی در پنج پرده

نوشته ایوان تورگنیف

ترجمه آبتین گلکار

تورگنیف، استاد پیچیدگی موضوعات است و سادگی شخصیت ها. شخصیت هایی که ساده اند اما در برخورد با موقعیت های پیچیده و نامعمول، دست و پا گم می کنند و احساساتی می شوند و البته، در این میان قهرمانی هم هست: کسی که تصمیماتی می گیرد درست اما دشوار. و کدامین تصمیم درست، دشوار نیست؟

داستان های تورگنیف بهترند، اما این نمایشنامه هم خوب بود.

 

یک گل سرخ برای امیلی

نوشته ویلیام فاکنر

ترجمه نجف دریابندری

هیچ کدام از داستان ها فاکنری نیستند (حتی داستان آخری که قسمتی از خشم و هیاهوست) و منظورم از فاکنری، آن نثر گیج و سیالی است که در رمان های فاکنر خوانده ام. با این حال، همه داستان ها خوب اند و هر داستان حال و هوای خاص خودش را دارد. داستان ها به آدم می چسبند و رها شدن از دستشان سخت است.

 

گریزپا

نوشته آلیس مونرو

ترجمه شقایق قندهاری

این مجموعه، از اولین داستان هایی است که از مونرو می خوانم و هنوز زود است که راجع به این نویسنده نظر بدهم، ولی راجع به این کتاب می شود گفت داستان هایی است از زندگی آدم های معمولی که هوشمندانه روایت شده اند.

شاید خوبی این داستان ها باشد که زندگی های معمولی را روایت می کنند ولی من لااقل به عنوان یک خواننده به دنبال چیزهای پرهیجان تری هستم، چیزهایی که نمی شود در زندگی عادی خیلی سراغش را گرفت، یا چیزهای مهمی که در زندگی مهم اند ولی در سایه هستند و این داستان ها خیلی اینچنین نبودند.



 

مجله