شارژ ایرانسل

فال حافظ


دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩٢
ن : م.رجبی

سانسور، نیست یا قانون است؟

کلمات کلیدی :سیاست و خیمه شب بازی

جنتی پسر گفته است سانسور در ایران وجود ندارد و گفته تنها باید یک قانون رعایت شود. قانونش هم این است یک سری موارد که توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی در حوزه کتاب و نشر به تصویب رسیده است باید رعایت شود و مواردی در آن ذکر شده که باید در صورت وجود داشتن در کتاب‌ها اصلاح شود. مواردش هم اینهاست: تعارض با امنیت ملی، اخلاق عمومی و عفت عمومی.

خب، آقای پسر باید بداند که این حرفی که او زده، دقیقا یعنی سانسور. نبود سانسور این است که هرکه هرچه می خواهد بگوید. پس وقتی چنین قانونی وجود دارد، پس در واقع، «سانسور در ایران یک قانون است.»
مساله بعدی که مهم تر از اولی است، این است که این قانون بسیار بسیار ضعیف، سست و ناکارآمد است. چرا؟
خب، در خصوص امنیت ملی که چیزی نگوییم بهتر است. دیده شده (آیکون فامیل دور) که مثلا توصیه به رؤسای قوای سه گانه به انجام وظایفشان اقدام علیه امنیت ملی است. دیده شده انتقاد از گرانی، اقدام علیه امنیت ملی است. دیده شده انتقاد از استفاده ابزاری از دین، ا.ع.ا.م. است. و مواردی در این خصوص. پس در کتاب ها، هیچ نویسنده عاقلی که می خواهد در ایران کتاب چاپ کند و چند صباحی به روزمرْگی اش ادامه بدهد، دچار ا.ع.ا.م نمی شود. البته باز دیده شده بعضی ها را دچار می کنند.

اما آن دو مورد دیگر. اخلاق عمومی و عفت عمومی، چیست و تا کجاست؟ آیا متغیر است یا ثابت؟ مثلا زمانی در تلویزیون تبلیغ بسیاری از چیزها ممنوع بوده چون چیزهای طاغوتی یا مجلل بوده که ملت پابرهنگان را دسترسی به آن ممکن نبوده. (شاید هم می خواستند ملت از فضای ملکوتی جنگ در نیایند.) با این حال، پس از اتمام جنگ، می بینیم سیل تبلیغات به اذهان مردم خسته از جنگ روانه می شود...
یا، اگر وارد مسائل «ظریف» شویم... در دهه شصت، در بعضی از کتاب ها صحنه های هم خوابگی مرد و زن شخصیت داستان آورده شده، اما در دهه هفتاد، می بینم مترجمان باید به ظرائف الحیل بوسیدن شخصیت ها را ترجمه کنند و از آوردن «الفاظ دقیقه» معذورند.
یک زمانی کتاب هایی چاپ می شود که خوک ها رئیس اند، و یک زمانی لفظ خوک، لفظی ممنوعه است...
من، با همه بی تجربگی ام در زمینه چاپ، در دو ترجمه اخیرم، بر سر مواردی چون مصرف مواد مخدر (در داستان اورژانس نوشته دنیس جانسون) یا استفاده شخصیت ها از الفاظی چون سکس و سینه بند (داستان سمسای عاشق نوشته موراکامی) مشکل داشتم و در نهایت یا خودم مجبور به حذف کردن شدم یا مجله.

جناب جنتی پسر وزیر ارشاد باید بداند که صحبت های فرمایشی کاری را درست نمی کند. ملت ایران هم در کنج غارها زندگی نمی کنند و تنها برای رای دادن کاربرد ندارند. مساله سانسور (و بدتر از آن مساله خودسانسوری) را هرکس تنها کمی در این عرصه ها فعالیت داشته می داند. اگر شرایط جمهوری اسلامی اجازه نمی دهد یک سری از مسائل گفته شود و یک سری موارد باید «اصلاح» و سانسور شوند، حرفی نیست. اولا این چیزی نیست که پنهان کنند. خیلی رک باید بگویند سانسور هست، چون در قانون هست. نه اینکه اینجور بگویند و خود هم نفهمند که میخی که می کوبند به کجاست. دوما باید محدوده این قانون را مشخص کرد. قانون چیزی است که در همه جا و صرف نظر از مامور اجرایش باید یکسان باشد. قانون برای نظم دادن به جامه است نه اینکه خود ابزاری باشد برای بی نظمی، تهدید، ارعاب و سواستفاده. در این صورت، همه کسانی که قبول کرده ایم یا ناچاریم در جایی زندگی کنیم باید به قانون پایبند باشیم. در غیر اینصورت، این قانون نیست، بلکه دیکتاتوری است، و باید مواظب این پدیده شوم بود، چون کشور ما «استبدادخیز» و «انقلاب خیز» است و «همه باید از 22 بهمن، درس بگیریم».



 

مجله