شارژ ایرانسل

فال حافظ


چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٢
ن : م.رجبی

دیداری باورنکردنی

کلمات کلیدی :

خوب است بعد از مدت ها، دوستی را ناگهان در کتابخانه دانشگاه ببینی. ببینی او هم مثل تو پیر شده (و بهتر بگویم، پیر به نظر می رسد) ببینی هنوز همانند خاطرات کودکی است، ببینی هنوز بچه مانده. ببینی عقاید سیاسی تان شبیه است، شخصیت های محبوبتان یکیست، و کتاب های محبوبتان یکی. ببینی او هم یک عالمه کتاب خوانده و فیلم دیده، با اینحال می داند که هیچ نخوانده و هیچ ندیده. ببینی که هنوز لهجه یزدی، آن ته ته های گلو، یک جایی دارد. ببینی که...
و در کل، ببینی می شود دوستیِ کودکی را، از همانجا که تمام شد، ادامه بدهی. انگار که یک نفر فیلم زندگی را نگه داشته، و بعد از پانزده سال، دوباره اجرا کرده...

این اتفاق، از معجزه کمتر نیست. این قدر کامل، این قدر بی نقص. تا به حال، چند نفر از دوستان زمان کودکی را دیده ام، اما همیشه، انگار یک دره عمیقِ عمیق، بین ما فاصله انداخته بود. انگار که ما، در این مدت، داشتیم در کشوری (و دنیایی) متفاوت از آنها زندگی می کردیم. انگار، کسی که بعد از سالها به او رسیده بودم، تنها اسمش مشابه آن کسی بود که یک زمان با من دوست بود، و شاید برای آنها هم همین طور بوده.

ولی، امروز، کامل بود. و من باز ایمان آوردم به این محیط دنجِ دوست داشتنی، و پر از یاران مهربان، کتابخانه.



 

مجله