شارژ ایرانسل

فال حافظ


پنجشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٢
ن : م.رجبی

 

کلمات کلیدی :سیاره کتاب، هابیت، تالکین

روزی روزگاری یک هابیت در سوراخی توی زمین زندگی می کرد. نه از آن سوراخ های کثیف و نمور که پر از دُم کِرم است و بوی لجن می دهد، و باز نه از آن سوراخ های خشک و خالی و شنی که تویش جایی برای نشستن و چیزی برای خوردن پیدا نمی شود؛ سوراخ، از آن سوراخ های هابیتی بود، و این یعنی آسایش.

هابیت- جان رولاند روئل تالکین

 

 

+آن قدر این مجمع الجزایر گولاگ تلخ است که اگر قصه شیرینی همچون هابیت نباشد، نمی شود فرو داد.

+من به تولستوی، مدتی پیش گفتم پیرمرد تلخ‌داستانگوی دوست داشتنی... تالکین، پیرمرد مهربان داستان گوست... از آنها که حتی اگر چند شبی هم قصه هایش نگران کننده شوند که آیا اژدها شکست می خورد یا نه، آیا دورف ها می توانند از دست ارک ها فرار کنند یا نه، و یکی دو شبی خوابت نبرد از ترس شکست دوستانت در کتاب، وقتی تمام می شود نفس راحتی می کشی و با خیال راحت می خوابی. او و سی.اس. لوئیس، سهم بزرگی در شیرینی خواب های کودکی خیلی از کودکان دارند، هرچند که یک کودک اصلا از خودش نپرسد تالیکن یا لوئیس اصلا کی هستند و چه کاره... مطمئنم وقتی بزرگ می شوند و می فهمند که ای بابا، این هابیت همان کتابی است که مدت ها پیش در کتابخانه خوانده اند و از ترس اینکه کتاب تمام نشود و فردا هم کتاب را کسی دیگر برندارد، حاضر بودند شب را در همان کتابخانه به صبح برسانند- آن لحظه، لحظه معارفه آنها و پدربزرگشان خواهد بود.



 

مجله