شارژ ایرانسل

فال حافظ


شنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٢
ن : م.رجبی

از جرقه های امید، روشنا بیاوریم

کلمات کلیدی :سیاست و خیمه شب بازی

به نام او، که اوست!
از دو روز پیش که در مورد رای دادن نوشته ام (رای دادن خودم) عده زیادی از دوستان هر طور که توانسته اند از خجالتم در آمدند... بعضی ها چیزهایی گفتند که... البته حق داشتند. اکثرا در مورد حوادث چهارسال پیش نوشتند. دوستان نزدیک تر با ادبیاتی بهتر حرف می زدند. اینکه "تو خودت بودی که می گفتی خیلی بی شرفی می خواهد از یاد بردن این حوادث"... "تو که خودت زخم خورده چهارسال پیشی دیگر چرا؟"... "تو خودت بودی که می گفتی رای دادن در این نظام یعنی قبول داشتنش"... و خیلی چیزهای دیگر، و خیلی "خودت بودی می گفتی" های دیگر.

من مجبور بودم بشنوم، و در دل قبول داشته باشم حرفشان را... خون و ظلم چهار سال پیش که به چشم دیده بودیم و خون هایی که از قبل ریخته شده و ظلم هایی که قبل از آن رفته بود بر سر این مردم، فشار می آورد برای اینکه کار درستی است یا نه؟

اما به هر حال، سعی کردم با همه آن اعتراضاتی که شد و همه دلشوره های درون، چیزهایی را بازبگویم که گفته بودم، در پست قبل، استدلالاتی برای رای دادن (رای دادن خودم البته). و همان ها را تکرار کنم، و بگویم "شاید اشتباه می کنم، اما من هستم دیگر، با همه ادعاها، نمی توانم یک انقلابی باشم- از بچه گی نادانسته به خاتمی عشق داشتم و اکنون در حد عقل خودم به اصلاح... و نمی توانم بپذیرم که مجددا کشورم سرمایه هایش را در انقلاب یا جنگ از دست بدهد... شاید اشتباه باشد، اما..."
کسانی نمی خواستند رای بدهند، نمی توانستم مجبورشان کنم به رای دادن. حال، عده زیادی از مردم رای داده اند، و به نامزدی رای داده اند که نظر سید ما نیز بوده، و معقتد است که کارها با وجود او بسیار بهتر و سریع تر در روال منطقی و عادی خود قرار می گیرد. روحانی هم خود قول هایی داده، که بسیار منطقی است و با خواست های من و سایر دوستان (که حتی شاید مخالف رای دادن بودند هم) منطبق است.

حالا که امیدواریم به آمدن روحانی، امیدواریم همان طور که خودش گفته دولت تدبیر و امید را بنا کند، تا چهارسال دیگر، دوستان عزیزی که در رای دادن موافق نبودند هم اشتیاق داشته باشند به اصلاح و به قول روحانی اعتدال... می دانم که همه دوستان با همه تفکرات، به ساخت کشور معتقدند و پیشرفت ایران مان را می خواهند... امیدوارم شرایط چنان پیش برود که چهار سال دیگر، اینها هم با ما باشند برای اصلاح، نه اینکه خدای نکرده...

اکنون که امیدواریمان به آمدن روحانی بسیار زیاد است، باید مجددا قول ها و وعده های روحانی را مرور کنیم و به خاطر سپاریم و در اداره دولتش هم به او کمک کنیم و هم مشکلات موجود را تذکر دهیم و هم به عنوان یک شهروند، نقد کنیم... سعی کنیم برای ساختن و نقدکردن و ساختن، تا کشورمان با هزینه هایی بسیار کمتر از پیش ساخته شود.

امیدوارم به زودی زود، میرحسین موسوی را ببینیم که مجددا در پست های فرهنگی و هنری و اجتماعی اش به جامعه اش خدمت می کند... امیدوارم زندانیانی که به خاطر بیان تفکرات و ایده ها و انتقاداتشان از حضور در خانواده و اجتماعمان محروم شده اند باز به هوای سرد و مسموم‌مان گرمایی بدهند و مطهرش کنند و ما را سرشار کنند از حضورشان... و امیدوارم... می دانم که داغ عزیزان را هیچ چیز التیام نمی بخشد، اما امیدوارم که مادران و خواهران و خانواده های عزیزانی که خون سرخ و سبزشان را به پای این کشور ریخته اند، کمی "آرام" بیابند و کمی "آسوده"تر باشند و بالش هایشان، کمی (فقط کمی هم اگر باشد!) شبها کمتر خیس شود.

و امیدوارم همه کسانی که رنج کشیده اند برای اینکه ما، اکنون اینجا باشیم، ما را ببخشند به خاطر همه قصوراتی که انجام داده ایم.

 

"و ما به کسانی که برای ما تلاش کنند و استقامت داشته باشند، راه های سعادت و هدایتمان را نشان خواهیم داد."



 

مجله