شارژ ایرانسل

فال حافظ


پنجشنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٢
ن : م.رجبی

اندر حکایت رای و آرا

کلمات کلیدی :سیاست و خیمه شب بازی

سلام بر همه کسانی که در تصمیم گیریشان، عقل و منطق و احساس، هر سه را، با ترکیبی درست، دخالت می دهند، سلام من به اینان، فارغ از نتیجه تصمیمشان.

 

1- کاملا حق می دهم به همه کسانی که نمی خواهند رای بدهند. واقعا فراموش کردن حوادث سالیان گذشته، بسیار سخت و ناممکن است. درست هم هست که ما، ملت ایران، حافظه تاریخی ضعیفی داریم، اما، مسلما فراموش نکردیم گلهایی که فقط به خاطر یک اعتراض ساده، پرپر شدند، درست جلوی چشمانمان.

2- اینکه بگوییم حضور پررنگ و رای دادن مردم موجب می شود تا نتیجه انتخابات مهندسی نشود، به نظر من، تاریخ انقضایش چهارسال پیش گذشته است.

3- اینکه هم بگوییم روحانی آدم بزرگی هست، به نظر من صحیح نیست. او هم مشکلات زیاد خودش را دارد، و مسلما دولتش هم با چیزی که ما انتظارش داریم (کفِ انتظارات ما، دولت خاتمی است) فاصله زیادی خواهد داشت، احتمالا.

4- با اینحال، من با خودم که فکر می کنم به این چند نتیجه می رسم:

الف- اگر امیدم با فرض رای دادن به روحانی و مهندسی نشدن انتخابات، برای پیروزی روحانی بسیار بسیار اندک است، در مقابل وقتی رای ندهم به هیچ وجه نمی توانم کورسویی از امید داشته باشم: چون حقی داشته ام و از آن استفاده نکرده ام.

ب- با فرض رای ندادن، زمانی که فردی رئیس جمهور شد که برنامه هایش را بسیار زیرکانه تر از احمدی نژاد پیش برد و شرایط کشور به مراتب از وضعیت اسفبار فعلی بدتر شد، این عذاب وجدان رهایم نمی کند که شاید اگر کسانی مثل من، به روحانی رای می دادند، لااقل وضعیت الآن 10 درصد از زمان آن یارو (احمدی نژاد) بهتر می شد، نه اینکه دوبرابر بدتر شود.

ج- به نظر من، در شرایط فعلی، اگر هرکسی به جز روحانی بیاید، دیگر هیچ امیدی برای شکستن حصر موسوی و کروبی و آزاد شدن لااقل تعدادی از زندانیان سیاسی نمی ماند. فضای فرهنگی کشور نیز مطمئنا اگر از الآن بدتر نشود، مسلما بهتر نخواهد شد.

 

در شرایطی که خود من، دچار رخوت و اهمال در خصوص نتیجه انتخابات باشم، چه انتظاری می توانم از بزرگان اصلاح طلب داشته باشم. اگر انتخابات را تحریم کنم و بی محلی، می توانیم تبریک بگویم به خودم برای کمک کردن به انتخاب شدن بی دردسر فردی که نظراتش با نظرات و خواست هایش با خواست های ما بسیار متفاوت است، اما اگر لااقل این زحمت را کشیدم و رایم را با امیدی بسیار بسیار اندک هرچند، به نام روحانی که از نظر سید ما، حداقل های اصلاح طلبی را دارد (و مسلما از آن حداقل ها، یکی آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر است و دیگری احقاق حقوق و اعاده حیثیت خانواده های آسیب دیده در انتخابات) آنگاه می توانم لااقل کورسویی هرچند بسیار بسیار کوچک از امید را برای خودم و کشورم متصور باشم.

 

به علاوه، من همیشه به بینش و منش سید محمد خاتمی اعتقاد داشته ام و مثل او معتقدم وظیفه من، اصلاح (تحول تدریجی) است نه انقلاب و براندازی (تحول دفعی)، و امیدوارم خاتمی مثل اکثر موارد، باز هم درست اندیشیده باشد و روحانی در مسیر اصلاحات واقعی قدم بردارد.

 

 

 

 

این حکم هایی که دادم، همه برای خودم هست... و دلایلم برای رای دادنم... با احترام به همه کسانی که می خواهند سکوت کنند و غیرفعال باشند... فقط لطفا بعد از انتخاب شدن نامزدهای موردنظر آقابالاسرهای این مملکت، نیایید و اعتراض نکنید... (و لطفا، اگر به روحانی رای دادید و باز هم به هر دلیلی نامزد موردنظرتان انتخاب شد یا انتخابش نکردند) به جای اعتراض، جامعه را آماده کنید و با مردم عادی صحبت کنید (با زبان خودشان- که خیلی سخت است و خیلی حوصله می خواهد) و شرایط را آماده کنید برای چهار سال دیگر، و چهارسال های دیگر، اگر معتقدید جنگ یا انقلابی مجدد راه رسیدن به جامعه ای قابل زندگی کردن نیست.

 

 

"بشارت باد بر بنده های من... آنان که سخن را می شنوند و از بهترین آن پیروی می کنند."



 

مجله