شارژ ایرانسل

فال حافظ


دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۸
ن : م.رجبی

روزهای صنعتی

کلمات کلیدی :

بالاخره بعد از گذشت تعطیلاتی چند ماهه، باز به دانشگاه برگشتیم...

ساعت ۵ صبح رسیدیم و تا ٨ خوابیدیم و اسباب هایمان را از انباری گرفتیم و آمدیم برای ثبت نام.

آمدیم برای ثبت نام، ولی مگر کامپیوتر گیر می آمد، بدی کار هم این بود که چند نفر از دوستان خوشحالمان وظیفه ثبت نامشان را به من محول کرده بودند که البته ضرر کردند چون با استادانی خوشحال تر از خودشان افتاده اند.

باری، به هر جهت، ثبت نام کردم و مشغول گذار در اینترنتی شدم که از ای دی اس ال بودن فقط نامی برایش باقی مانده بود، به طوری که فقط پست نظرات وبلاگ همشهری جوان را باز کرد. (اینجا به صاحب اون وبلاگ یه کم شک می بریم که نکند تبانی ای چیزی...) به هر حال به ما چه که آقای ناظمی تبانی کرده یا نه، خودش مسئول خودش است. کجا بودیم؟

من که توی سایت دانشگاهم، الآن باید بروم ببینم دکه مطبوعات همان رفیق قدیمی است یا نه...

در راستای مزایای دانشگاه رفتن مان مطلبی دارم که به زودی ارائه می دهم،‌البته هر وقت کارهای پیش مانده انجام شد.

-------------------------------------------------------

بلافاصله بعد از نوشت:

١- امیدوارم بُوَد آدمی به خیر کسان...خدا امید هیچ کی رو نا امید نکنه.

٢- جداً توی این که کدوم بزرگی وبلاگ همشهری جوان رو نظر کرده مانده ام.

٣- از فرط نبود مطلب، باید خاطرات بگویم...

۴- یاد مطلبی توی وبلاگ آقای مجیری افتادم، با مضمون بلند فکر کردن ها را نوشتن!!!

۵- کارهایمان باید خودشان انجام شوند،‌وگرنه مرا به خیر تو امید نیست،‌شر مرسان.



 

مجله