شارژ ایرانسل

فال حافظ


سه‌شنبه ٢ آبان ۱۳٩۱
ن : م.رجبی

اندوه انبوه

کلمات کلیدی :شعر، شر های من

حال و هوای روزهایم

چون خاطراتت، رو به سرما داشت

پاییز، آهسته آهسته

سر در درون سینه ام می کرد

 

این باغ سرد و خالی و ساکت

یاد بهارانی که بگذشته؛

باد وزانی داشت از این باغ

خشکیده برگان جمع می کرد

 

این برگ های خشک و له گشته

روزی حضور سبزشان بود و

هرجا سخن از شورشان بود و

اینجا طبیعت رهبری می کرد

 

 

پاییز را آن کلاغ آورد

آهسته آهسته به بستانم

آن بلبل زرد غزلخوانم

بار و بنه را جمع می کرد

 

آن بلبلان دیگر نمی خوانند

دیری، سخن از یاد برده

افسون نارنجی، زرد، قرمز

گویی زبان را لال می کرد

 

اندوه ما از مرگ گل، اما

سرما در آغاز هجوم خود

شوق بهاری سبز، روزی داشت

"دل" را مداوم "گرم" می کرد

 

با این همه انبوهی اندوه

در سینه های این درخت پیر

شوق شکوفایی، شکوفایی...

سرما ولی بیداد می کرد!



 

مجله