شارژ ایرانسل

فال حافظ


دوشنبه ٥ امرداد ۱۳۸۸
ن : م.رجبی

سب زمینی و آدم ها، آدم ها و سیب زمینی

کلمات کلیدی :

یک دوستی دارم (که شاید شما هم بشناسیدش) که به قول خودش برای سیب زمینی ها شخصیت و اسم در نظر می گیره. البته شغلش این رو ایجاب می کنه. ولی این قضیه وقتی یادم افتاد که دیروز به داروخونه رفتم، داروخونه چی(!) وقتی می خواست نسخه من رو بیاره و داروها رو بده، اول رو به من کرد و گفت: آقای رجبی ی ی ی ی ی؟ و بعد به همکارش (یا دستیارش) نگاه کرد و گفت که اون دفترچه نوئه رو که این سومین برگش بود رو بیار...من فکر کردم که شاید به خاطر نوع دفترچه من اینجوری گفت ولی با کمال تعجب دیدم نفر بعدی من رو هم اینجوری گفت: اون دفترچه که گوشه اش پاره و زرد بود رو بیار...و من یاد اون دوستم افتادم که به سیب زمینی ها می گفت آقا فلان و آقا بیسار (به جای فلان و بیسار اسم می گفت) و این دکتر داروخونه که آدم ها رو با دفترچه شون می شناخت و دفترچه ها رو با یه نشونی...

------------------------------------------------------------------

پانوشتس:

1- من هرگونه قضاوت اخلاقی در مورد این دکتر رو به شما واگذار می کنم و خودم هیچی نمی گم...

2- به خاطر گذاشتن این پست مجبور می شم یه پستی که دوست داشتم رو بذارم برای چند روز دیگه...



 

مجله