شارژ ایرانسل

فال حافظ


شنبه ۱٧ تیر ۱۳٩۱
ن : م.رجبی

روزگار سخت: جدال "تنها چیز مورد نیاز" و "چیز مورد نیاز دیگر"

کلمات کلیدی :سیاره کتاب، کتاب، چارلز دیکنز

کوک تاون کتابخانه ای داشت که استفاده از آن برای تمام مردم بسیار آسان بود. آقای گرادگریند غالبا ناراحت مطالبی بود که مردم در این کتابخانه میخواندند*: این جا محلی بود که رودخانه های کوچک جدول و آمار، به اقیانوس ناآرام جدول و آمار می پیوست. اقیانوسی که هیچ غواصی نتوانسته به اعماق آن پا بگذارد و عاقل بیرون آید. حقیقتی مالیخولیایی ولی غم انگیز بود که این خوانندگان در "شگفت زدگی" پافشاری می کردند. آن ها از طبیعت انسان، امیال انسان، امیدها و بیم ها، تلاش ها، پیروزی ها و شکست ها، بیم و خوشی و غم ها، مرگ ها و زندگی های مردان و زنان عادی و خلاصه از هرچیزی شگفت زده بودند! آن ها اغلب پس از 15 ساعت کار یکنواخت می نشستند و داستان هایی از مردان و زنانی کم و بیش مانند خودشان و کودکانی کم و بیش مانند کودکان خود می خواندند. آنها دفوش شاعر را بهتر از اقلیدس می پسندند و به طور کلی به نظر می رسید در کنار گلد اسمیت (داستان نویس) آرامش بیشتری داشتند تا در جوار کاکر (ریاضی دان).

 

*یادداشت مترجم: قدرتمندان و مستبدها همیشه به این نکته توجه خاصی داشته اند که اصولا مردم چه میخواهند و چه نمی خواهند. مایلند که زیردست ها ترقی کنند ولی نمی خواهند که قادر به تفکر و استدلال باشند و این در کلاس های سوادآموزی شبانه لندن (لندن سالهای 1850) به خوبی آشکار است که آنها اجازه نمی دادند کارگران مطالبی درباره اقتصاد و ... بخوانند و همچنین انستیتوی مکانیک که جلوی روزنامه های سیاسی و آماری را می گرفت. به طور کلی همیشه نوعی درگیری بین طبقه کارگر و طبقه کارفرما در این رابطه وجود داشته که اولی می خواسته هرچه بیشتر بداند و دومی تلاش داشته تا در عین حال که او را باسواد می کند و از سواد او استفاده بیشتری می برد، هرچه بیشتر بتواند او را در بی فکری و نا آشنایی با سیاست و مسائل روز نگه دارد.

روزگار سخت. نوشته چارلز دیکنز. ترجمه حسین اعرابی. 479 صفحه. 7500 تومان

دیدگاه من در مورد کتاب:

کتاب فوق العاده ای است از نظر مضمون. اما از نظر شگردهای داستان نویسی، حوادث کتاب را خیلی زود لو می دهد، و در چند جای حساس داستان، بر اساس تصادف عمل می کند.  گاه فضاسازی لازم را انجام نمی دهد و گاه استفاده از روش هایی را که جهت جلوگیری از تصادف استفاده می شود، به کل مغفول می گذارد. با اینحال کتاب برجسته ای است آنهم با احتساب سال نوشتنش: 1854.

در مورد ترجمه: ترجمه کتاب خوب و قابل قبول بود، اما ویراستاری کتاب خیلی بد بود. د راوایل قص های نگارشی نسبتا زیادی دارد و هرچه جلوتر می رویم غلط های املایی زیادتر و زیادتر می شوند که اصلا قابل قبول نیست. احتمال می دهم که نشر نگاه بازخوانی چندانی از نسخه سال 1364 صورت نداده باشد و تقریبا همان را چاپ کرده باشند - هرچند که ممکن است اشکالات مربوط به تایپ کامپیوتری باشند. به هر حال، هرچه هست قابل قبول نیست و تاثیر بسیار بدی در روند مطالعه، به خصوص برای کسانی که چندان با مطالعه اخت نیستند، دارد. امیدوارم که در چاپ های بعدی این کتاب، این اشکال را رفع کنند.

در باب خود داستان هم باید بگویم که به نظر من، دیکنز میخواسته که از جمله "تنها چیز مورد نیاز" به "چیز مورد نیاز دیگر" برسد و به نظر من این همان نکته ای است که کتاب را ماندگار کرده، با وجود ضعف هایی که از نظر داستان نویسی دارد. اینکه تک بعدی بودن، و ماشینی شدن، اثرات بدی در روان انسان ها و سلامت جامعه به وجود می آورد، صحبتی است که دیکنز به ما گوشزد می کند و مسلما این نکته ای است که تا سالیان سال پس از این نیز، نکته اشتباه ناپذیری است.

و در مورد تاثیر این کتاب در جوامع غربی، همین قدر بس، که نویسندگان مشهوری چون جورج ارول (در 1984)، آلدوس هاکسلی (در دنیای قشنگ نو) و ژول ورن (در پاریس در قرن بیستم) و احتمالا سایر نویسندگانی که من هنوز نخوانده ام، به طور واضحی دنیای "روزگار سخت" را دنبال کرده اند و توانسته اند موقعیت داستان هایشان را خلق کنند.



 

مجله