شارژ ایرانسل

فال حافظ


دوشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩۱
ن : م.رجبی

For My Love

کلمات کلیدی :

از بچگی عاشق دو چیز بودم. خواندن، و ریاضی.

در دبیرستان این دو، مانند من بزرگ شدند و شدند: قصه، و فیزیک.

سال سوم دبیرستان، که خیلی سطحی و گذرا از مفاهیمی همچون نسبیت و کوانتوم صحبت شده بود، حتی تفکر به این مساله که این دو موضوع می توانند تا کجاها گسترده شوند،‌ باعث ایجاد شوق و لذتی وصف نکردنی می شد. آن وقت بود که تصمیم گرفتم تا به طور جدی، فیزیک بخوانم، و آن روزها را این طور به خاطر دارم، که فیزیک خواندن، انگار ملاقاتی بود با دختری دوست داشتنی، عمیق و بامزه.

در دانشگاه فهمیدم آن دختر دوست داشتنی، عمیق و بامزه را جادوگری، با نفرین و سحری قوی، به یک قورباغه تبدیل کرده و مدتی دچار ناراحتی و سرگردانی بودم.

اما، آدم همه چیز را فراموش میکند، جز عشقش را. از همان زمان دنبال این بودم که راهی بیابم تا سحر را باطل کنم و آن فیزیک ناب و حقیقی را ببینم.

در این بین، آشنایی با کتاب هایی که فیزیکدانانی توانا و عالم راجع به این دختر نوشته اند، همان باطل اسحری بود که دنبالش بودم.

کتاب "جهان در پوست گردوی" هاوکینگ، "جهان های موازی" و "فیزیک ناممکن ها"ی میچیو کاکو از جمله کتاب هایی اند که این باطل السحر را دارند.

 

فرانک ویلچک، برنده جایزه نوبل فیزیک، کتابی دارد به نام "در آرزوی هماهنگی ها". کتابی بسیار جذاب و خواندنی، که برای فهمیدنش، باید نگاهی پاک داشته باشی، تا ذهنی پرشده از فیزیک. امیدوارم با ترجمه این کتاب، بتوانم ادای دینی کرده باشم به فیزیک و همه عالمان بزرگش.



 

مجله