شارژ ایرانسل

فال حافظ


شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
ن : م.رجبی

 

کلمات کلیدی :

همه تنهایی را ریختم درون کیسه تفکرات. سنگین شده بود، ولی نه آن قدر که نشود بلندش کرد. بلندش کردم. یادم آمد یک چیز را فراموش کرده ام. یک نفرت کوچک لزج را. نفرتی که "خصم" یک دوستی تازه متولد شده بود. آن را هم انداختم درون یک کیسه دیگر. سنگینی دو کیسه، خیلی زیاد شده بود، ولی باز هم می شد بلندش کرد. بلندش کردم. از خانه دل زدم بیرون، از کوچه عاشقی و از شهر قصه، زدم بیرون، و در خاک سرد غربت، خاکش کردم؛ کیسه ام را.

بیرون که آمده بودم، یار آمده بوده...ولی خانه ام آن قدر تنگ است که فقط جای یک نفر را دارد. تا یار بود، من نبودم؛ من که آمدم، یار رفته بود.

 

بعد التحریر: می دانید چرا همیشه حافظ می خوانم؟ چون "اصل جنس" است. مست می کند، و مستیش هرگز از سر، نمی پرد. تازه قیمتش هم عالیست: یک عدد جان ناقابل...



 

مجله