شارژ ایرانسل

فال حافظ


شنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٤
ن : م.رجبی

گفتگوی جهانی شماره 5.3

کلمات کلیدی :مجله گفتگوی جهانی، جامعه‌شناسی، ترجمه

مجله «گفتگوی جهانی» شماره سوم سال پنجم منتشر شد. این مجله از طرف انجمن بین‌المللی جامعه‌شناسی و به 16 زبان دنیا منتشر می‌شود. در «فارسی» این شماره، من هم افتخار همکاری داشتم.

لینک دانلود مجله: مجله گفتگوی جهانی شماره سوم سال پنجم

صفحه اینترنتی این شماره:

http://isa-global-dialogue.net/volume-5-issue-3-september-2015/



دوشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٤
ن : م.رجبی

خرابه‌های اجداد

کلمات کلیدی :نوشته های من

چه می‌گویی که بیگه شد سحر شد بامداد آمد... فریبت می‌دهد بر آسمان این سرخی قبل از سحرگه نیست... حریفا... گوش سرما برده است این یادگار سیلی سرد زمستان است...
شب است. بر سنگفرش خیابان‌های هنوز داغ یزد راه می‌روم. و این شعر اخوان «بی‌خودآگاه» تکرار می‌شود. تازه از اصفهان برگشته‌ام. یاد عالی‌قاپو می‌افتم و دیوارهایی که روزی منقش به نقش‌و‌نگار بوده و الان که می‌روی آنجا انگار دستی بی‌فرهنگ با سمباده افتاده است به جان دیوارها... کم نیست از این «وحشی‌گری‌»‌ها. وحشی‌گری‌هایی که بخشی‌اش باقی از قاجار است و بخشی دیگر باقی از همین سی‌وشش سال پیش به این طرف... آن زمان که انگار تازه برگشته بودیم به تاریخ سنگی و ناچار بودیم همه‌ی تاریخ را در این چندساله با شتاب زندگی کنیم.
فکر می‌کنم به یک عبارت معروف در یکی از کتاب‌های دبیرستان: «فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی». این عبارت و درس مرتبطش و کتاب مرتبط با آن درس ظاهرا می‌خواست به ما بگوید که «آن طرف» فرهنگشان برهنگی است و از این رو فرهنگ‌شان تهی است. سال‌ها بعد از دبیرستان بود که فکر کردم «فرهنگ» بد نمی‌شود حتا اگر فرهنگ برهنگی باشد. حتا اگر برهنگی در جامعه‌ای تبدیل به «فرهنگ» شود، یعنی دیگر عقده نیست. یعنی دیگر نباید دست‌وپا شکاند برایش. یعنی حتا می‌شود با خیال راحت برهنه شد و در ساحلی یا جایی دراز کشید.
آن وقت برهنگی فرهنگی چیست؟ لخت کردن یک زن با نگاه نیست؟ متلک انداختن حتا به زنان و دختران چادری نیست؟ برهنگی فرهنگی مگر جز این است که ما در حرف مدعی ارزش‌های انسانی و اجتماعی باشیم و در عمل دروغ بگوییم، ناسزا بگوییم، دزدی کنیم، در ربا و نزول و رشوه شرکت کنیم،‌ در برابر فرودست خائف باشیم و در برابر زیردست ظالم؟ و بعد تنها در بین تمامی مسائل پیدا و ناپیدای اجتماعی بند کنیم به موی و حجاب کسانی که اکثرشان برای چرخاندن چرخ‌های اقتصادی مقاومتی که به آنها تحمیل شده، باید هم‌پای مردان اجتماع کار کنند و در این بین، دیگر نه تنها چیزی از شهروندی نمی‌ماند بلکه هرچه است کارگربرده‌هایی می‌ماند که از زندگی و زندگی‌کردن تنها باید به زنده‌ماندنی روزانه قانع باشند. و بند کنیم به راه‌رفتن و باهم‌بودن جوانانی که از تمامی «نعمت»‌های قرن بیست و یک، تنها بهره‌مند از تکنولوژی چندبرابر گران‌تر آن هستند و همه‌ چیز باید برایشان گرفته و خاکستری باشد. برهنگی فرهنگی چیست به جز فریاد سر دادن برای کشته‌شدگان در جایی و فریاد سر دادن برای کشتن عده‌ای در کشور خود و در عین حال کمک‌کردن به کشتن و خون‌ریزی بیشتر...
برهنگی فرهنگی چیست جز اینها و بسیاری از این دست؟
قاصدک در دل من همه کورند و کورند... آه دست بردار از این در وطن خویش غریب... قاصد تجربه‌های همه تلخ با دلم می‌گوید که دروغی تو دروغ که فریبی تو فریب...
باز شعر دیگری از اخوان... که تبدیل می‌شود به شعر سایه: آه این سخت سیه آن‌قدر نزدیک است که چو برمی‌کشم از سینه نفس نفسم را برمی‌گرداند...

راه می‌روم... در کنار خانه‌ی ما، خانه‌های قدیمی زیادی بودند که برای ساخت‌وساز تخریب شدند... قرار بود مدرسه و درمانگاه و فروشگاه ساخته شود برای این محله... خانه‌هایی با قدمت بیش از صدسال تخریب شدند برای این کار... و فکر می‌کنم نه مگر اینکه کشورم خراب شد تا دوباره ساخته شود؟
و هنوز بر روی ویرانه‌های به جا مانده از اجدادمان راه می‌روم.



 

مجله