شارژ ایرانسل

فال حافظ


جمعه ۳٠ امرداد ۱۳٩٤
ن : م.رجبی

دیو جایی نرفته است

کلمات کلیدی :شعر، شر های من

قصه است
باور نکن
«دیو چو بیرون رود فرشته درآید» را.
دیو جایی نرفته است
لباس فرشته را پوشیده
تا وقتی می‌ترساندت
بیشتر کیف کند.

اگر می‌خواهی هربار نترسی
باید بزرگ شوی
و باور کنی فرشته‌ها و پریان
تنها در قصه‌های اندرسن واقعی هستند.

باید بزرگ‌ شوی
و باور کنی دیو
هیچ کجا نمی‌رود
فقط سری به آن گوشه زمین زده
تا همه را از مرحمت ترس
بهره‌مند کند.

شاید اگر امید به آمدن فرشته نبود
دیوها از این جا رفته بودند
چون کسانی که فقط دیو را باور دارند
هرگز نمی‌ترسند
و دیو با ترساندن زنده است.

یزد – 29/05/1394



چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩٤
ن : م.رجبی

ما همه پراید هستیم!

کلمات کلیدی :نوشته های من

پراید خودرویی است که معرف حضور همه هست. البته این نوشته ربطی به سیاست‌های شرکت سایپا و مسئولان محترم و نامحترم آن ندارد، بلکه به یک چیزی ربط دارد که حتا آنهایی که پراید هم نداریم، داریمش.
قبل از پرده‌برداری از آن چیز،‌بگذارید به این چیز یعنی پراید بپردازیم. پراید یک خودرو است،‌ یک ماشین. با یک مشت نسبتا محکم بدنه‌اش فرو می‌رود، هر چند روز یک‌بار یکی از قطعات پلاستیکی‌اش می‌شکند و هرچند وقت یک‌بار یکی از قطعات فلزی‌اش دچار نقص فنی می‌شود. در هر پراید یک مشکلی وجود دارد. یکی شیشه‌اش خوب بالا نمی‌رود، یکی فنر صندلی‌هایش مشکل دارد، یکی دنده‌اش خوب جا نمی‌رود،‌ یکی پدال‌هایش خوب کار نمی‌کند و همین‌جور بگیرید تا برسید به یکی که اصلا راه نمی‌رود و لااقل روزی‌ یک‌بار سری به تعمیرگاه می‌زند. مسلما این حرف‌ها را کسانی که روزی پراید داشته‌اند خوب درک می‌کنند.
اما... چه می‌گویید آقا، این یک خودرو است! راه می‌رود! درست است که بنزین و آب و روغن‌موتور و هزار چیز دیگر می‌خواهد، و سالی چندبار هم باید تنظیم شود هزارجایش (و تازه این برای همه خودروهای معمولی است نه فقط جناب پراید)، اما با همه این حرف‌ها راه می‌رود! سرعتش به 100 کیلومتر در ساعت هم می‌رسد! درست است که هوای اتاقک خودرو با وجود کولر گرم است و با وجود بخاری سرد، اما توجه داشته باشید که اتاقک دارد. یعنی بهتر از این هم می‌شد خودرویی ساخت؟
خب راستش خودم هم هیجان‌زده‌ام که چیزی که می‌خواهم معرفی کنم چه قدر به این خودروی همه‌چیز تمام پراید شباهت دارد. اصلا انگار یکی را از روی آن یکی ساخته‌اند.

خانم‌ها و آقایان، این شما و این هم از بدن ما. دقیقا. این بدن ما، که با این همه دقت ساخته شده. اصلا انگار داده‌اند شرکت سایپا بسازدش. دارای دستگاه‌ گوارش، گردش خون، لنفاوی و هزار چیز دیگر، دارای یک مغز بسیار پیشرفته، دو دست، دو پا، و چیزهایی که خودتان بهتر از من می‌دانید. فقط روزانه نیاز به تأمین آب و غذا دارد، یک‌سوم عمرش را هم باید بخوابد. تازه اگر خوش شانس باشید. خیلی‌ها که این قدر شانش ندارند و متاسفانه بعد از چندسال باید از این تعمیرگاه،‌ ببخشید دکتر، به آن دکتر بروند و یک‌جوری این بدن را به پارکینگ نهایی‌اش برسانند.

نتیجه‌گیری 1: عالم، به قول علمایی که سالهاست خودروهایشان را پارک کرده‌اند، عالم کون و فساد است. انتظاری هم نمی‌شود ازش داشت.
نتیجه‌گیری 2: لطفا همه چیز را به همه چیز ربط ندهید. چون خیلی چیزها را می‌شود به خیلی چیزها ربط داد و بعد می‌بینید که از این موضوع اصلا راضی نیستید.

 



پنجشنبه ۸ امرداد ۱۳٩٤
ن : م.رجبی

داماد مرگ

کلمات کلیدی :شعر، شر های من، خواب، مرگ

در خواب رهایی است
در خواب آرام‌ترین هیاهوهاست
به خواب می‌روم
و از همه‌ی آنچه
از درون و بیرون
دارند می‌خورندم
آسوده می‌شوم.

در خواب رهایی است
در مرگ هم هست؟

برای تشییع جنازه‌ام
تمام قد سفید می‌پوشم
و به همه‌ی سیاه‌پوشان آنجا
نیشخند می‌زنم
چون تنها من هستم
که داماد مرگ شده‌ام.

یزد- 94/5/5



 

مجله