شارژ ایرانسل

فال حافظ


یکشنبه ۱٢ آذر ۱۳٩۱
ن : م.رجبی

یک مشت بادام

کلمات کلیدی :شعر

یک مشت بادام، مجموعه ای است از قطعاتی ادبی، که بعضی هایش واقعا تکان دهنده و عالی هستند.

من خودم خیلی دوستش داشتم. با اینکه از قبل چندتایی از قطعاتش را خوانده بودم، ولی باز هم برایم جالب بود. قطعات کوتاه تر کتاب، که کم هم نیستند، بهترین قطعات کتاب هستند. من خیلی با کتاب های شعر و ادبی ای که چاپ می شوند آشنایی ندارم، ولی به عنوان یک "داستان خوان" خیلی از نوشته هایش را دوست داشتم. 

یک مشت بادام

مریم حاتمی

انتشارات یاران قلم

84 صفحه

چاپ اول 1391

3200 تومان

خرید کتاب به صورت اینترنتی

دو قطعه ای که من از یک مشت بادام انتخاب کردم:

+آدم بعضی وقت ها

دقیقا همان بادام تلخی می شود

که توی یک مشت بادام شیرین

می شود آخری...

 

+دیشب

شمع امیدم

هوای کبریت کرده بود

و من او را یاد اشک هایش انداختم

سکوت کرد و خاموش ماند. 



پنجشنبه ٩ آذر ۱۳٩۱
ن : م.رجبی

رویاهای دنباله دار

کلمات کلیدی :

وقتی داستان اورژانس نوشته دنیس جانسون را برای اولین بار خواندم، واقعا خوشم آمد. بعد از این طرف و آن طرف، سعی کردم داستان هایی از دنیس جانسون پیدا کنم، که نشد. اما همان وقت، داستان اورژانس را ترجمه کردم که در شماره خردادماه مجله تجربه هم چاپ شد. و همین اواخر هم نسخه کامل دیجیتالی کتاب "پسر مسیح" به لطف یکی از دوستان به دستم رسید، که در حال خواندنش هستم، و باید بگویم خیلی از داستان هایش خوب تر از چی

زی اند که فکرش را می کردم. لحن انتقادی کتاب "پسر مسیح" از همان کتاب هایی است که آدم دوست دارد نویسنده ای فارسی زبان، بنویسدش... انتقاد از وضع موجود جامعه در یک داستان یا مجموعه داستان که با لحنی از نوع های طنزهای سیاه، نوشته شده باشد...

 

اما نکته جالب اینکه امسال دنیس جانسون با کتاب Train Dreams نامزد جایزه پولیتزر شده و این نشان دهنده استعداد زیادی است که این نویسنده آمریکایی دارد...

 

+به جز جناب دنیس جانسون، جدیدا دارد از جونوت دیاز و جنیفر ایگان هم خوشم می آید. آن ها هم در بعضی داستان هایش بسیار قوی و مانند یک نویسنده حرفه ای ظاهر شدند. امیدوارم جای خالی نویسندگان بزرگی مانند سلینجر، آپدایک و ساراماگو را که در این اواخر از دست داده ایم، این نویسنده ها بتوانند پر کنند.

+ ترجمه داستان "اورژانس" را می توانید از اینجا دانلود کنید:

http://www.mediafire.com/?iybn41ygmne02t9



پنجشنبه ٩ آذر ۱۳٩۱
ن : م.رجبی

فاتحان شهرهای رفته از یاد

کلمات کلیدی :شعر، مهدی اخوان ثالث

آه، دیگر ما

فاتحان گوژپشت و پیر را مانیم

بر به کشتی‌های موج بادبان از کف

دل به یاد بره‌های فرّهی، در دشت ایامِ تهی، بسته

تیغهامان زنگخورد و کهنه و خسته

کوسهامان جاودان خاموش

تیرهامان بال بشکسته.

ما

فاتحان شهرهای رفته بر بادیم

با صدایی ناتوان‌تر زآنکه بیرونید از سینه

راویان قصه‌های رفته از یادیم

کس به چیزی یا پشیزی برنگیرد سکه هامان را

گویی از شاهی ست بیگانه

یا ز میری دودمانش منقرض گشته

گاهگه بیدار می‌خواهیم شد زین خواب جادویی

همچو خواب همگنان غار،

چشم می‌مالیم و می‌گوییم: آنک، طرفه قصر زرنگار

صبح شیرینکار

لیک بی مرگ است دقیانوس

وای، وای، افسوس.

 

بندهای پایانی شعر آخر شاهنامه- از منظومه آخر شاهنامه- مهدی اخوان ثالث

 

+بی نظیر است این شعر.



پنجشنبه ٩ آذر ۱۳٩۱
ن : م.رجبی

چرا حسین حجش را ناتمام گذاشت؟

کلمات کلیدی :امام حسین، علی شریعتی

«داستان امام حسین ( ع ) را شنیده اید که وارد مکه می شود ، و مردم مشغول طوافند، مشغول قربانی اند، مشغول انجام فرائض ابراهیمی اند، مشغول لبیک گفتن به دعوت خداوندی اند، اما حسین در وسط... اعمال را ناتمام می گذارد و ندا می دهد: ای کسانی که طواف خانه می کنید و قربانی می کنید و به عرفات می روید و در مشعر می خوابید و در منی، رمی جمره می کنید، و مقدس ترین عمل مذهبی تان را انجام می دهید، من بیرون می آیم، هرکس مرگ را می پذیرد با من بیرون بیاید... من این اعمال را تمام نمی کنم!

افسوس چقدر؟!... وقتی که عالی ترین معانی دست آدم هایی که شایستگی داشتنش را ندارند می افتد به چه صورتی مسخ می شود! من اصلا نمی توانم این را بپذیرم که گاه می شنوم امام حسین ( ع ) برای حرمت خانه از مکه در وسط اعمال بیرون آمد! مگر امام حسین به خانه می خواهد بی حرمتی بکند؟! اگر جاسوس های یزید می خواستند امام حسین را بکشند و بی حرمتی می شد، این به ضرر یزید بود٬ نه به ضرر کسی که قربانی جنایت شده، بنابر این امام حسین آمده بیرون و خودش و همه ی خانواده اش را به اسارت و کشتار کشانده تا دست یزید به خون آلوده نشود؟ در مسجد الحرام؟ این چه جور تجزیه و تحلیل مساله است؟ اگر معنی دیگری نباشد، امام حسین موظف است اعمال حجش را از نظر مذهبی تمام بکند، حجش را می شکند برای اینکه یزید دست به آلودگی نزند؟! برای اینکه یزید با ریختن خون در مسجد الحرام ننگین نشود؟! این چه جور تجزیه و تحلیل مساله است؟ آخر این چه فایده ای دارد؟ یعنی کمک کردن به یزید؟! هم از نظر سیاسی و هم از نظر آخرتی؟ به چه قیمت؟ آدم خودش را برهاند و به دام دشمن بیندازد برای اینکه دشمن ناچار نشود که او را در جایی بکشد که به ضرر دشمن تمام می شود. این چه نوع درسی است ؟ امام حسین می خواهد نشان دهد که در عین حال که کعبه محور همه ی ادیان به حق است و یادبود آغاز و انجام این نهضت بزرگ است و سنگ زیر بنای اسلام است، مجموعه ی این اعمال گر چه یاد آور مجموعه ی اعمال ابراهیم و هاجر و اسماعیل است، اما مجموعه ی این اعمال و این وظیفه و رسالت، اگر در جامعه ای انجام شود که جهت نداشته باشد، به وسیله ی کسانی انجام شود که رمز و مقصود و معنای حقیقی این اعمال را درک نمی کنند فاقد ارزش است، و برای همین هم هست که تا چنین شرایطی است، من به این اعمال ادامه نمی دهم، که وظیفه ی فوری تر و حیاتی دارم، وظیفه ای که حتی برای اعمال حج ام سه روز به تاخیر نمی توانم انداخت، چرا ؟ این اعتقاد شیعه چقدر پر معنی است، نه تنها در اسلام، در علم، علم جامعه شناسی، علم اجتماع! که در جامعه ای اگر امامت درست نباشد، همه ی اعمال نادرست است، امامت ملاک قبول همه ی عبادات است، چقدر عملی است این حرف! چرا؟ برای اینکه اگر جامعه رهبری درست نداشته باشد ، اگر به راه خودش نرود، دور هم نشسته باشد، همه ی اعمالش بی ثمر است، نه تنها بی ثمر است بلکه به زیان خود عبادت و انسان و دین است.»

 

میعاد با ابراهیم، مجموعه سخنرانی های دکتر شریعتی پیرامون حج، صفحه ی 107



پنجشنبه ٩ آذر ۱۳٩۱
ن : م.رجبی

بی نام و نشان می رو...

کلمات کلیدی :شعر، عطار نیشابوری، محمدرضا شجریان

جانا ز فراق تو این محنت جان تا کی

دل در غم عشق تو رسوای جهان تا کی

چون جان و دلم خون شد در درد فراق تو

بر بوی وصال تو دل بر سر جان تا کی

نامد گه آن آخر کز پرده برون آیی

آن روی بدان خوبی در پرده نهان تا کی

در آرزوی رویت ای آرزوی جانم

دل نوحه کنان تا چند، جان نعره‌زنان تا کی

بشکن به سر زلفت این بند گران از دل

بر پای دل مسکین این بند گران تا کی

دل بردن مشتاقان از غیرت خود تا چند

خون خوردن و خاموشی زین دلشدگان تا کی

ای پیر مناجاتی در میکده رو بنشین

درباز دو عالم را این سود و زیان تا کی

اندر حرم معنی از کس نخرند دعوی

پس خرقه بر آتش نه زین مدعیان تا کی

گر طالب دلداری از کون و مکان بگذر

هست او ز مکان برتر از کون و مکان تا کی

گر عاشق دلداری ور سوختهٔ یاری

بی نام و نشان می‌رو زین نام و نشان تا کی

گفتی به امید تو بارت بکشم از جان

پس بارکش ار مردی این بانگ و فغان تا کی

عطار همی بیند کز بار غم عشقش

عمر ابدی یابد عمر گذران تا کی

 

عطار نیشابوری

محمدرضا شجریان هم این شعر را در دستگاه سه‌گاه در آلبوم آسمان عشق اجرا کرده است.



 

مجله