شارژ ایرانسل

فال حافظ


چهارشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٩
ن : م.رجبی

ولی اگر بشود، چه می شود؟

کلمات کلیدی :

گویند که کسی با کاسه ای ماست کنار دریا نشسته بود. کمی ماست در آب می ریخت و آن را هم می زد. گفتند چه می کنی؟ گفت می خواهم دوغ درست کنم. گفتند نمی شود که. گفت می دانم، ولی اگر بشود، چه می شود؟

 

  ف ن م د ن د ی*ی ه ا ر ه ا   ها، دوغ درست کردن با آب دریا و یک کاسه ماست است.



دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٩
ن : م.رجبی

من، ضعیفان را دوست ندارم، مانند آن حنیف

کلمات کلیدی :

خدا را شکر

 

لاف عشق و گله از یار؟ زهی لاف دروغ

                    عشقبازان چنین مستحق هجرانند

 

خدا را، شکر، ای خدایا...

 

-----------------------------------------------

خدا را شکر، گله ای از او نیست، و از غیر او، از همه هست،‌ که چرا مثل او نیستند...

بارخدایا...آقا جان...ای مولای من...پروردگارا...گیرم که عذابت را با همه تلخی و گدازندگی تحمل کردم، دوریت را چگونه تاب آورم؟ گیرم که آتشت را تحمل کنم، توقع به کرامتت را چه کنم؟ چگونه با امیدی که به تو دارم، در آتش تاب آورم، از درد دوری؟ به خودت قسم آقا جان، اگر وقتی در آتش عذابت می سوزم، زبانم را گویا کنی، مانند آرزومندان، ضجه می زنم،‌ و از ته گلو، با تمام جانم، فریاد بر می دارم، و رودخانه ها می گریم، که کجایی ای سرپرست مومنان؟ کجایی ای نهایت آرزوی آرزومندان؟ کجایی ای فریادرس فریادخواهان؟

این کار عشق بوده است کاین دل چو دود گشته

    کاندر کنار آتش، من مست و او خرامان

 



سه‌شنبه ٧ دی ۱۳۸٩
ن : م.رجبی

"بنشینم و صبر پیش گیرم/دنباله کار خویش گیرم" با "؟" و "!" و "."

کلمات کلیدی :

مسلما، بهترین ترجیع بند فارسی و یکی از بهترین شعرهای زبان فارسی، ترجیع بند معروف جناب سعدی ست، که بیت ترجیع، در هر بند،‌ معنای متفاوتی دارد:

(سه نقطه ها به علامت جاافتادن یک یا چند بیت هستند.)

 

ای سرو بلند قامت دوست------------------وه وه که شمایلت چه نیکوست

در پای لطافت تو میراد---------------------هر سرو سهی که بر لب جوست

نازک بدنی که می نگنجد----------------در زیر قبا چو غنچه در پوست...

من بنده لعبتان سیمین----------------------آخر دل آدمی نه از روست

بسیار ملامتم بکردند-------------------کاندر پی او مرو که بدخوست

ای سخت دلان سست پیمان---------------این شرط وفا بودکه بی دوست

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

...

از پیش تو راه رفتنم نیست-------------همچون مگس از برابر قند...

افتادم و مصلحت چنین بود-----------------بی بند نگیرد آدمی پند

مستوجب این و بیش از اینم-------------باشد که چو مردم خردمند

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

...

اندام تو خود حریر چینست----------------------دیگر چه کنی قبای اطلس؟

من در همه قول ها فصیحم-----------------------در وصف شمایل تو اخرس

جان در قدمت نهم ولیکن---------------------ترسم ننهی تو پای بر خس...

من بعد مکن چنان کزین پیش-----------------ورنه به خدا که من ازین پس

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

...

از روی تو ماه آسمان را-----------------------شرم آمد و شد هلال باریک...

دردا که به خیره عمر بگذشت--------------------ای دل تو مرا نمی گذاریک

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

چشمی که نظر نگه ندارد------------------------بس فتنه که با سر دل آرد

آهوی کمند زلف خوبان--------------------------خود را به هلاک می سپارد

فریاد ز دست نقش فریاد-------------------وان دست که نقش می نگارد...

نالیدن عاشقان دلسوز-----------------ناپخته مجاز می شمارد...

خاری چه بود به پای مشتاق؟------------------تیغیش بران که سر نخارد...

من خود نه به اختیار خویشم------------------------گر دست ز دامنم بدارد

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

بعد از طلب تو در سرم نیست---------------غیر از تو به خاطر اندرم نیست

ره می ندهی که پیشت آید---------------وز پیش تو ره که بگذرم نیست...

گویند بکوش تا بیابی--------------می کوشم و بخت یاورم نیست...

فکرم به همان جهان بگردید----------------------وزگوشه صبر بهترم نیست

با بخت جدل نمی توان کرد--------------------اکنون که طریق دیگرم نیست

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

ای سیم تن سیاه گیسو---------------------------کز فکر سرم سپید کردی

بسیار سیه سپید کردست-----------------------------دوران سپهر لاجوردی

صلحست میان کفر و اسلام----------------با ما تو هنوز در نبردی...

با درد توام خوشم ازیراک----------------هم دردی و هم دوای دردی

گفتی که صبور باش، هیهات--------------دل موضع صبر بود و بردی

هم چاره تحملست و تسلیم-------------ورنه به کدام جهد و مردی

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

بگذشت و نگه نکرد با من----------------درپای کشان ز کبر دامن

دو نرگس مست نیم خوابش---------------در پیش و به حسرت از قفا من...

بسیار کسان که جان شیرین--------------در پای تو ریزد اولا من...

گویندم ازو نظر بپرهیز-------------------پرهیز ندانم از قضا من

هرگز نشنیده ام که یاری------------------بی یار صبور بود تا من

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

...

بی ما تو به سر بری همه عمر----------------من بی تو گمان مبر که یکدم

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

گل را مبرید پیش من نام----------------------با حسن وجود آن گل اندام

انگشت نمای خلق بودیم----------------مانند هلال از آن مه تام...

من بی تو نه راضیم ولیکن---------------چون کام نمی دهی به ناکام

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

ای زلف تو هر خمی کمندی-------------------چشمت بکرشمه چشم بندی

مخرام بدین صفت مبادا-------------کز چشم بدت رسد گزندی...

یا چهره بپوش یا بسوزان----------------بر روی چو آتشت بسوزان...

تلخست دهان عیشم از صبر---------------این تُنگِ شکر بیار قندی

ای سرو به قامتش چه مانی؟------------------زیباست ولی نه هر بلندی...

یک چند به خیره عمر بگذشت------------------من بعد بر آن سرم که چندی

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

...

چون در تو نمی توان رسیدن------------------به زان نبود که تا توانم

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

آن برگ گلست یا بناگوش---------------یا سبزه به گرد چشمه نوش

دست چو منی قیامه باشد-------------با قامت چون تویی در آغوش

من ماه ندیده ام کله دار--------------من سرو ندیده ام قباپوش...

تا جهد بود به جان بکوشم------------وانگه به ضرورت از بن گوش

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

...

زانگه که برفتی از کنارم-----------صبر از دل ریش گفت رفتم

می رفت و به کبر و ناز می گفت------بی ما چه کنی؟ به لابه گفتم

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

...

نه قدرت با تو بودنم هست-------------------------نه طاقت آن که در فراقت

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

آوخ که چو روزگار برگشت----------------------از من دل و صبر و یار برگشت

برگشتن ما ضرورتی بود----------------------و آن شوخ به اختیار برگشت...

بیچارگیست چاره عشق----------------------دانی چه کنم چو یار برگشت؟

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

...

کس با رخ تو نباخت اسبی-------------تا جان چو پیاده در نینداخت

نومید نیم که چشم لطفی------------------------بر من فکند، وگر نینداخت

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

ای بر تو قبای حسن چالاک----------------------صد پیرهن از محبتت چاک

پیشت به تواضعست گویی--------------------------افتادن آفتاب بر خاک...

اول دل برده باز پس ده--------------------------تا دست بدارمت ز فتراک...

پای طلب از روش فروماند---------------------می بینم و حیله نیست الاک

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

 



جمعه ۳ دی ۱۳۸٩
ن : م.رجبی

رستگاری با نان و شراب*

کلمات کلیدی :

شما مسلمانان و سایر فرق  آسمانی همچون یهودی ها و مسیحی ها، آرزو و هوس بیهوده ای دارید که فکر می کنید خدا از گناهان و اعمال بدتان می گذرد، به این دلیل که به محمد، یا موسی، یا عیسی، یا هر پیامبر دیگری ایمان دارید؛ هرکس کار بدی انجام دهد، کیفرش را خواهد دید، چه مسلمان باشد، چه مسیحی، و چه یهودی؛ و هیچ کس را جز خدا، یار و یاور خود نخواهد یافت.

و هرکس کاری شایسته انجام دهد، چه مرد باشد و چه زن (و چه مسلمان باشد، چه مسیحی، و چه یهودی) ، درحالیکه آن کار را به خاطر ایمان به خدا انجام داده، وارد بهشت می شود و پاداشش را خواهد گرفت؛ و خداوند کمترین ظلمی در حق هیچ کس روا نمی دارد.

و چه دینی بهتر از این است که انسان در پیشگاه خداوند تسلیم باشد، و نیکوکاری را پیشه خود سازد و از آیین ابراهیم پیروی کند؛ که خداوند ابراهیم و آیین وی را به دوستی خود برگزیده است.

قرآن کریم. سوره نسا. آیات 123 و 124 و 125

 ---------------------------------------------------------------------------

مریم، به خارج شهر رفته است تا بچه اش را به دنیا آورد...

وقتی قوم مریم، به جانبش رفتند تا او را با خود برگردانند، از دیدن آن فرزند در شگفت شدند و گفتند: "ای مریم، عجب کار زشت و شگفت آوری کردی!

و این در حالیست که نه پدر تو مرد بدکاره ای بود و نه مادرت."

مریم به آن بچه اشاره کرد. مردم گفتند: "چگونه با طفلی گهواره ای سخن بگوییم؟"

آن طفل گفت: "من بنده خدایم که او مرا کتاب آسمانی عطا کرده و از جمله پیامبرانم قرار داده است.

و هرکجا من در آنجا باشم را به خاطر من، مبارک می گرداند. و به من سفارش کرده به برپاداشتن نماز و ادای زکات، تا هنگامی که زنده هستم.

و همچنین نیکی به مادرم. و خداوند مرا ستمکار و شقی نگردانیده است.

سلام برمن، روزی که به دنیا آمدم، و روزی که می میرم، و روزی که برای زندگانی ابدی برانگیخته می شوم."

قرآن کریم. سوره مریم. آیات 27 تا 33.

----------------------------------------------------------------------------

سالروز تولد حضرت عیسی مسیح(ع)، بر همه پیروان آن حضرت** مبارک باد. امیدوارم نفس قدسی آن پیام آور حق، دل های مرده مان را زنده کند، و به دلزنده هایمان، نیرویی مضاعف بخشد...

************************************************

*نانی که نماد وسایل مادی است و شرابی که نماد وسایل معنوی ست...چه، دین ما، دین اعتدال است...

**و مسلما ما مسلمانان هم، بنا بر آیات محکم قرآن، باید پیرو پیامبران الهی باشیم، و منظور من در اینجا، تنها مسیحی ها نیستند، بلکه همه کسانی که راه آن حضرت، و راه سایر پیامبران را، راه حقیقت یافته اند و در آن راه پیروی می کنند از آنان – که درود خداوند برآنان باد –



 

مجله