شارژ ایرانسل

فال حافظ


سه‌شنبه ۱٠ آذر ۱۳۸۸
ن : م.رجبی

دلار آمریکایی و ریال ایرانی یا ریال آمریکایی و دلار ایرانی؟ (قسمت اول)

کلمات کلیدی :

یکی از مسائلی که همیشه در جامعۀ ایرانی ما مطرحه، بحث پول هست، و جالب ترین بحث پولی موجود، بحث دلار آمریکایی هست و ریال ایرانی...

بحثی که قصد دارم مطرحش کنم، بحثی بسیار ساده و روان است که بعد از مطرح شدن احیانا می پرسید خب این که معلوم بود و گفتن نداشت...

خب، اول بحث مان را بگوییم و بعد حرف هایمان را بزنیم.

یکی از مسائلی که همیشه و همه جا با آن رو به روییم و دولتی ها بیشتر از آن استفاده می کنند تا مردم عادی جامعه، بحث گران بودن اجناس در کشورهای اروپایی و آمریکایی و ارزان بودن آن در ایران است. برای مثال بحث بنزین همیشه مطرح بوده که اینجا مثلا بنزین را به صورت آزاد لیتری ٤٠٠ تومان می فروشند، و در آمریکا مثلا، ٤.٥ دلار. یا مثلا قیمت بلیط بازی های فوتبال برای بازی های معمولی در اروپا حدود ٤٠٠ دلار است در حالی که این جا مهم ترین بازی که استقلال-پرسپولیس باشد را با قیمتی در حدود ١٠٠٠٠ تومان می توان دید.

از روی همین حساب عده ای می گویند اینجا ارزانی است و آنجا گرانی...

و واقعا هم عقیده شان همین است، و واقعا هم عده ای به غلط از این مقایسه استفاده می کنند،‌ ولی هیچ کس این مساله را حتی بیان هم نمی کند که حقوق و مزایای اینجا و آنجا چه قدر با هم توفیر دارد. مثلا چندماه پیش در روزنامه ای نوشته بود که کارگران ورزشگاه امارات انگلیس به خاطر کمبود حقوق شان اعتصاب کرده اند. حالا حقوق شان چه قدر است و اینها می خواستند چه قدر باشد؟ حقوق شان ساعتی ٨.٢ پوند بود و می خواستند که تا ٩.٨ این مبلغ را بالا ببرند. یعنی در ماه چیزی در حدود ١٤٧٦ پوند بود در حالی که باید ١٧٦٤ پوند می بود و تازه طبق آمار انگلیسی، کارگران یک ورزشگاه کمترین حقوق را در غرب می گیرند و طبق گفته یکی از دوستان که برادرش در انگلیس گارسون یک رستوران است، برادرش ماهی نزدیک به سه هزار پوند درآمد دارد که می تواند با کمی سختی کشیدن هرماه تا ٦٠٠ پوند را سیو کند.

غرض من از بیان این مطلب این است که از خوانندگان این مطلب، که اکثرا از دوستانند، بپرسم آیا تا به حال به همچین مساله ای توجه کرده اند و اگر کرده اند، از دیگران چه قدر این مقایسه را شنیده اند؟ مقایسه ای که می گوید ١ دلار برابر است با ١٠٠٠ تومان یا یک پوند برابر است با ١٤٠٠ تومان.

تا اینجای کار اگر معلوم باشد، مسائلی به میان کشیده می شود که به امید خدا در پست بعدی قرار می دهم. فعلا ببینیم برای این پست چه نظراتی شنیده می شود.



چهارشنبه ٤ آذر ۱۳۸۸
ن : م.رجبی

در آغوش مرگ...و انتظار

کلمات کلیدی :

آیا می دانید که...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

١۶ هفته از نیمه شعبان می گذرد...

 

غم این خفته چند، آب در چشم ترم می شکند...

گرچه از شش جهت دچار توام

باز بیتاب و بی قرار توام

 

از تو هیچم سر فراغت نیست

هرچه آیینه ای غبار توام

هرچه آیینه ای غبار توام

 

ادب بندگی می آموزم

جلوه های خدای گان توام

 

تا در آغوش مرگ می لغزم

زنده می دارد انتظار توام

زنده می دارد انتظار توام

 

مِی  فروشت حرام کرده به من

مِی  فروشت حرام کرده به من

از ازل تا ابد خمار توام

 

اولین جلوه ی جنون منی

آخرین فرصت قمار توام

 

بوی زنجیر در مشام منی،

بوی زنجیر در مشام منی

نام گل بر لب بهار توام

نام گل بر لب بهار توام

 

کی وصال اختیار خواهی کرد

کی وصال اختیار خواهی کرد

ای که مجبور اختیار توام

ای که مجبور اختیار توام

 

بوی زنجیر در مشام منی

نام گل بر لب بهار توام

 

اولین جلوه جنون منی

آخرین فرصت قمار توام

 

گرچه از شش جهت دچار توام

باز بیتاب و بی قرار توام

 

از تو هیچم سر فراغت نیست

هرچه آیینه ای غبار توام

هرچه آیینه ای غبار توام

 

 

 

 

------------------------------------------------------------------

پی نوشت:

 ١- قرار بود پست امروز اقتصادی باشه، ولی نشد.

٢- نمی دونم تا به حال آلبوم قلندروار افتخاری رو گوش کردین یا نه. اگه گوش کردین که انصاف می دین آلبوم خوبیه، اگه گوش نکردین هم یه بار گوش کنین پشیمون نمی شین. ( می خواستم لینکاش رو همین جا بذارم، ولی بی خیال شدم)

٣- هرچند که احتمال آمدنش در این دنیا و این روزها، کم است، ولی خدایا، ظهورش را در دل هایمان نزدیک کن...

۴- از خود چو بیرون می شوم، یارم بغل وا می کند...

 



 

مجله