شارژ ایرانسل

فال حافظ


چهارشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸۸
ن : م.رجبی

نامه یک بسیجی به احمدی نژاد

کلمات کلیدی :

العدل اساس الملک امیر المومنین


گویا من خواب بودم


نامه به رئیس جمهوری که روزی او را باور داشتم

آقای احمدی نژاد سلام

شاید اگر امروز دیروز بود جوهر خودکار سفیدی کاغذ را روان تر ، سیاه میکرد.

دیروزی که شما را مردی از جنس مردم خودم می دانستم ، دیروزی که اگر می خواستم نامه ای برایتان بنویسم راحت تر و سبک تر بودم و هیچ پیچیدگی مرا به هزار فکر بی راهه و اما و اگر ها نمی برد. اما چه بگویم از امروز ؟

امروز دیگر دهانم بسته است در مقابل مخالفان شما. امروزی که بغضی در گلو امانم را بریده است. می دانید چه بغضی ؟ تصویری از دیروز نه چندان دور یک لحظه هم رهایم نمی کند . به وضوح میبینم آن لحظه که مادرم سجده ی شکر گذاشت و ما شیرینی رئیس جمهوری شما را به همسایه ها تعارف می کردیم . روزی که عموی پیرم به آشنایی گفت : رجایی دوران مان آمد.

و به راستی که من هم براین باور بودم که رجایی دوران مان آمده است تا فقر و فساد را ریشه کن کند .

من در ساده زیستی شما شکی ندارم و رسیدگی تان به وضع مالی مردم را هم از نزدیک با چشمان خود دیده ام. اما مسئله ی من همان یک کلمه ی فساد است . چهار سال به انتظار نشستیم که دست زر و زیور پرستان کاخ نشین از کوخ نشینان بی خبر را رو کنید و آن ها را به ما مردم تحویل دهید تا خود داد از آن ها بستانیم.قرار بود به ما بگویید که این مافیای اقتصادی چه طول و عرضی دارد که با وجود این همه نفت روز به روز معاش زندگی بر مردم تنگ تر می شود.

اما می دانید آب یخ چه وقتی بر سر ما ریخته شد ؟ وقتی که پای مناظره شما و موسوی نشستیم و دل در دل مان نبود که چه برگ برنده هایی که رو نخواهید کرد .از کوچک تا بزرگ چه پایگاه های فساد مالی را نام خواهید برد که ما از آن ها بی خبریم . ولی شما در همان نقطه ی شروع با ما چه کردید؟ از هاشمی رفسنجانی و پسر ناطق نام بردید و دشمن شاد مان کردید.قصه ای که 20 سال است در تاکسی ها و کوچه و خیابان بر سر زبان هاست را از دوباره خواندید. اگر چه تا آخر به امیدی واهی پای مناظره نشستم تا لحظه ی طلایی فرا رسد. ولی ماجرا به کجا ختم شد؟ به صفایی فراهانی ، خانواده ی کرباسچی ، دکتر نبودن خاتمی و پرونده ی آموزشی رهنورد آن هم با آن شکل و بیان. همین؟ این بود مافیای اقتصادی ؟ داستان هایی که یا عیان بودند ویا ادعا هایی که بیشتر شبیه تهمت بدون سند بودند؟ این بود افشاگری رئیس جمهور قهرمان من؟ راست اش را بخواهید فکری مثل خوره به جانم افتاده و یک لحظه هم رهایم نمی کند ،بیان کردن دوباره ی حرف هایی که همه می دانستیم در تلویزیون چه فایده ای دارد؟ صرف نام بردن از این افراد آن هم بدون دلیل و مدرک قابل دفاع چه دردی از ما دوا می کند؟ ما با این افراد چه کار باید بکنیم؟ اصلا چه کاری می توانیم بکنیم؟ اگرنمی توانیم پس چه کسی از این اتفاق سود می برد؟

می شود با شما راحت صحبت کنم؟

4 سال تمام در برابر انتقادها و حرف ها یی که مخالفان شما می زدند مقاومت کردیم. ما در برابر ماجرای کردان با سیلی صورت سرخ کردیم. با استدلال به این که شما معصوم نیستید جایز الخطا یید(که خود می دانستیم استدلالی غلط است) همیشه برای افراط های تان دلیل و توجیه می آوردیم چون باور داشتیم که از مردم اید و نیت های پاکی دارید . ولی امروز با خودم کلنجار می روم که جواب خدا را چه خواهم داد که فیلم هاله ی نور شما را دیدم و از دفتر قم هم صحت اش را پرسیدم ولی باز همه جا تکذیب کردم؟ ببینید ما حتی از آخرت مان برای دفاع از شما گذشتیم امروز شما چه کردید؟

برای من شما تبدیل به کسی شدید که به هر قیمتی می خواهد دوباره رئیس جمهور شود. گوشم پر از صداهایی است که می گویند: محصولی ، بی کاری، گرانی، ، هاله نور،توهین به پیامبر اکرم در آموزش پرورش ، دوستی با مردم رژیم صهیونیستی و مشایی ،عوام فریبی و دروغ ، تهمت رهنورد ، هولو کاست ، تبلیغ شما برای هولوکاست ، کردان ، مناظره .

و امروز من در برابر هم فکران ام که همه شان دیروز به امید محقق شدن آرمان ها و ارزش های انقلاب بزرگ اسلامی به شما رای داده بودند لال شده ام. آن ها دیگر به شما رای نمی دهند و

وای از بیانش هم بیزارم. از چشم های خود بیزارم که امروز در خیابان ها شاهد و ناظر هستند طرفدارن شما را که بی حرمتی می کنند ، می رقصند و حقیقت حضور شما را با افسانه ی جومونگ مقایسه می کنند و تکیه کلام رقیب را تبدیل به شعار می کنند.امروز می خواهم بمیرم .من شما را انتخاب کردم تا راه رجایی و باکری و همت را ادامه دهید و زحمات امام خمینی (روحی فدائک) را به ثمر نشانید و ایران اسلامی را آباد کنید و شرم دارم که بگویم متاسفم ، گویی من در اشتباه بودم و این بزرگان برای شما فقط اسم هایی بودند تاریخ مصرف دار. پس کجایند بسیجی هایی که امام فرمودند لشکر مخلص خدا هستند در میان طرفداران شما؟

کجا هستند مردهایی که همین 4 سال پیش سربه زیر می انداختند در خیابان ها و تحمل کوچکترین توهینی را به ناموس ملت ایران نداشتند.امروز طرفدارن شما فقط ظاهر آ ن مردان بزرگ را دارند و از هیچ هتاکی به رقیبان و حتی مردم دریغ ندارند .آقای رئیس جمهور ، آیا تا به حال شعار ها و رفتارها و ادبیات این جماعتی که به خیابان می آیند و ندای دکتر دکتر سر می دهند را دیده اید؟ چه می گویم؟ شما آن جا بودید سوار بر وانت و من هم بودم درخیابان ولی عصر و همه چیز را از نزدیک دیدم و از ان شب پلک نزدمو بیدار بودم من لایق این بیداری هستم چرا که گویا در تمام این چها رسال خواب بودم.



چهارشنبه ٦ خرداد ۱۳۸۸
ن : م.رجبی

تقابل انسان و طبیعت

کلمات کلیدی :

باور می کنیم که ما انسان ها، به اندازه این کودک، در مقابل طبیعت بی دفاع هستیم؟



 

مجله